نگه ميداشت .
( 1 ) امام حسن ( ع ) با صلح خود بمعاويه ميدان داد تا چهرهء واقعيش را نمايش دهد و عار و عيارش را بمردم نمودار كند و به آنهائى كه فريب سالوس او را خوردهاند نشان دهد كه معاويه بزرگترين دشمن اسلام است به اين جهت ميدان را برايش خالى گذاشت و حكومت را به او سپرد تا اين كسراى عرب ( چنان كه او را لقب داده بودند ) سياست جهنميش را كه مخالف كتاب خدا و سنت پيامبر است به اجرا گذارد و بنيان امت اسلام را در هم شكند و نيروهايش را نابود كند و بر رادمردان ارزندهء اسلامى بتازد و آنها را بسختترين رنجها گرفتار كند و هر كس را كه ميخواهد بكشد و بزنجير كشد و مسلمانان را وادار كند كه از خاندان پيامبرشان بيزارى جويند و بر روى منابر نسبت به آنها گستاخى كنند و دشنامشان دهند و آنچه را كه در نهاد سياهش پنهان است بر همگان آشكار كند .
معاويه به زودى پرده از چهرهء سياهش برداشت و خودش را رسوا كرد و مسلمانان واقعيت اين عنصر سركش را دريافتند و بستمكارى و تجاوزگريش بحقوق همگانى آگهى يافتند و اگر صلح امام حسن هيچ سودى جز همين رسواگرى بنى اميه نداشت كافى بود چنان كه مرحوم كاشف الغطاء در مقدمهء همين كتاب به اين مسأله اشاره كرده است .
( 2 ) معاويه به محض اينكه خلافت اسلامى را بچنگ آورد به همه بنيانهاى اسلامى حمله برد و آهنگ ويرانى آن را كرد تا فروغ اين دين آسمانى را خاموش كند و پرچمش را در هم پيچد و آثارش را محو كند و ريشههايش را بركند و دوباره آئين جاهليت سياه پيشين را زنده سازد و ما پيش از آنكه بشرح تبهكاريها و دشمنىهاى او كه چهرهء تاريخ را سياه كرده بپردازيم عداوتهاى پدر و مادر معاويه را
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 179
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص١٧٩