مهمترين آنها حوادثى است كه در مسكن « 1 » اتفاق افتاد ، همانجائى كه مقدمهء سپاه امام به آن وارد شد و حوادث دردناك ديگرى كه در مدائن قرارگاه عمومى سپاه امام بوقوع پيوست و امام در آنجا همه گونه دردها و ناگواريها و نامردمىها و پيمانشكنىهاى فراوان را متحمل شد و ناگزير بپذيرش صلح گرديد و مجبور شد با دشمن از در مسالمت درآيد ، اكنون ما به بررسى و تحقيق چنين حوادثى كه منجر به صلح گرديد مىپردازيم :
( 1 )
حوادث مسكن
پس از آنكه امام ، فرماندهى مقدم سپاه را به عبيد الله بن عباس سپرد ، او به همراهى سپاه بيابانها را طى كرد تا بناحيهء سينور رسيد و از آنجا بسوى شاهى رفت « 2 » و بفرات پيوست و همچنان پيش رفت تا به - مسكن رسيد و در آنجا اردو زد و روياروى سپاه معاويه قرار گرفت .
معاويه كه دشمن را در برابر ديد ، خرابكارى و فريب و فتنه -
هامش
( 1 ) - مسكن بر وزن منزل محلى است نزديك ( اوانا ) بر كنار نهر دجيل كه بعدا بين عبد الملك مروان و مصعب بن زبير در سال / 72 هجرى جنگى در آنجا اتفاق افتاد و مصعب و ابراهيم بن مالك اشتر بقتل رسيدند و همانجا مدفون شدند و قبرشان در آنجا معروف است ( معجم البلدان 8 / 54 )
( 2 ) - شاهى ناحيهاى نزديك قادسيه است كه شريك بن عبد الله قاضى كوفه تا آنجا به استقبال زنى بنام خيزران رفت و سه روز منتظر ماند و غذايش تمام شد و ناچار نانهاى خشكيده را با آب نم ميداد و مىخورد و علاء بن منهال شاعر كه اين منظره را ديد چنين سرود :اگر كسى باشد كه حماقتش كم باشد * ترا از وضعى كه بدان دچار شدهاى بازمىدارد
تو در اينجا هر روز چه ميكنى ؟ * ميخواهى زنى را كه از حج بازميگردد ديدار كنى
سه روز است كه در شاهى ماندهاى * و توشهاى جز نان خشك و آب خالى ندارى( معجم البلدان )