يا مردم بتراشد نفرين خدا بر او است و بايد با او جنگ كنيد ) . معاويه هم بر امير المؤمنين پيش از اين شوريده و شهرها را به خون كشيده و مردم را گرفتار اندوه و سوك و سختى ساخته است در اين صورت نبرد با او از مهمترين واجبات اسلامى است و امام كه فرزند پيامبر است چگونه از چنين وظيفهاى سر مىپيچد ؟
( 1 ) 2 - اينكه مىگويد ، قيس بن سعد و عبيد اللّه بن عباس پافشارى و التماس كردند كه امام آمادهء جنگ شود ، خيال و اشتباهى ديگر است زيرا همچنانكه پيش از اين گفتيم و روايات تاريخى هم دلالت مىكند ، هنگامى امام بجنگ برخاست كه معاويه به عراق تاخته بود و كسى امام را در چنين موقعيتى وادار بجنگ نكرد زيرا موقعيت خطرناك و فرصت تنگ و كوتاه اقتضاى چنين بسيجى را ميكرد و اگر امام بجنگ معاويه نميرفت و بدفع حملهء او نمىپرداخت ، معاويه همچنان پيش مىآمد و كوفه را اشغال ميكرد و امام را به - اسارت مىگرفت ، در اين صورت دفاع و جهاد براى امام كارى واجب بود و نيازى به پافشارى و ترغيب كسى نداشت .
نوشتههاى طه حسين در اين زمينه آميخته با غلط و اشتباه است و فاقد بررسىها و پژوهشهاى لازمى است كه بايد در مطالب علمى رعايت شود و از نظرات و تمايلات فردى بر كنار بماند .
بايد دانست كه تاريخ چنان با اغراض و غلطها و ناروائيها آميخته شده كه براى يك مورخ محقق درك حقايق آن بسيار دشوار است مخصوصا در اين گونه موارد كه برخى مورخان جيرهخوار ، بخاطر قلب حقيقت و حمايت بنى اميه و تضييع حق اهل بيت ، به - نشر گفتارى دروغين پرداخته و بر چهره حقايق ، پوششى از كذب و ناروائى اندوختهاند و در چنين موقعيتى بايد با تحقيق و بررسى كامل به كشف واقعيتهاى تاريخى بپردازيم و گفتههائى را كه راويانش
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 114
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص١١٤