بيمناك گرديده ، راند . هم در اين حال در اصفهان نيز روزافزونى داشتند . رفتهرفته به مشهد سرايت كرد در آنجا با ملا حسين تاجر بارفروش بشرويه يار شده ، به مكه رفته ، به بارفروش برگشتند .
پيشواى آنجا سعيد العلما خواست ازين معنى پژوهشى نمايد ، حاجى محمد على را با سادات و ملايان شهر به مهمانى خواست و در خوردنى كشمش پخته كرد . حاجى معزى اليه غذا ناخورده بجاى دستشوئى غسلى كامل نمود ، سعيد العلما را اين معنى ناگوار آمد . به زندان آنان فرمان داد ، رفته پس از چهار ماه به پايكلاه برگشتند . از آنجا نيز رانده گرديده در سبزميدان ، در كاروانسرائى به كرايه نشستند .
و قريب پانصد نفر بديشان پيوست . مردم را راندن آنها ممكن نبود .
روزى طفلكى به كاروانسرا درون آمده ، خارى به زير دم اسبى نهاد ، خار خليدن گرفت و اسب جهيدن ، و فرار كرد . بالاخره اسب به ميان ميدان آمد ، كجا كه آن دو گروه گرد بودند . اين معنى موجب شورش شد . با بيان 7 نفر [ را ] كشته ، مهديقلى ميرزا به اولياى دولت نوشت . سردار عباسقلى خان با 800 نفر تفنگچى لاهيجى به نشاندن فتنه مامور شد . با بيان به مزار شيخ طبرسى گريخته ، خود را آماده و اطراف خود را استوار داشتند . و با پيوستگان ، قريب هزار نفر شدند .
سردار با سپاه نزديكى انجا فرود آمد . شبى تاختن كردند . و شبيخون آوردند . سردار گريخته به مهديقلى ميرزا پيوست . با او با بيان را محاصره نمود . پس از آنكه ساز و برگ آنها به انجام رسيد دو نفر حاجى بهدست آمده لشكريان ايشان را به خواريهاى كشتند .
و آنان را به رسوائى تمام به سبزميدان بارفروش آوردند . گويند حاجى محمد على در هنگام شهادت گفتى پس از چهل روز زنده خواهم شد . و افسوس كه در كوفه در دست دلاك كشته نشدم . ملا حسين را نيز در نزديكى مسجد تيرباران كردند . طاهره قرة العين به هر نوع بود گريخته ، وى را به طهران كشانيدند ، و در خانه محمد خان كلانتر اوقات شريف مىگذرانيد . تا انكه از سيئات اعمال با بيان كه به پادشاه ايران تير انداختند ، وى را نيز بقتل رسانيدند .
سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: عز الدوله
ص١٥٦