محلات بارفروش :
محله سبزميدان ، خيابان خرم ، رودكر محله ، سيد جلال ، چار - شنبهپيش ، قصابكلا ، بيسترتكيه ، اجاقبنه ، دارالشهدا ، مراد بيك ، زرگر محله ، قادريه محله ، هفتتن ، آقرود ، آهنگر كلا ، نقيبكلا ، پنجشنبه بازار ، ازاربنه ، شاه زنگى ، گلشان ، طوقداربنه ، پياكلا ، درويشخل ، دهباغ بيش ، درويش تاج الدين ، گورسر ، سرحمام آقا حسن ، سيد ذو العبدين ، حصير فروشان ، قراكلا ، اسبتكه ، چوبباغ ، باغ باد محله ، ميان قطع ، بيداباد ، ميان داسه ، قبرستان محمد ، شمشيرگر محله ، شاهكلا ، هشتگاه كلا ، كلاج مشهد ، يهودى محله ( 50 خانوار يهودى دارد معبدى و كتابخانه دارند ، هر ساله صد تومان به عنوان جزيه دهند ، كار ايشان شير كچىگرى است ) پنجتاجى ، رزياكلا ، استانه ، شعرباف محله ، بابنظر ، محله ميرزا كوچك ، قاضى كتى ، درزى كتى ، تكيهارباب ، ابو محله . مساجد 12 ، امامزاده 6 ، مدرسه 20 .
كوچهها سنگين نيست ، ولى گلزار نشود . بجز خانه عباسقلى ، ارباب بارفروش ، خانه درستى نبود . خانوار 6000 ، نفوس 000 ر 50 ، ماليات 2200 تومان . كاروانسرا 11 دكاكين 414 . در اخر بازار كاروانسرائى است كه كمپانى روس انجاست و هر ساله 300 نفر بادكوبهاى يا ديگران آهن و مس و سماور و چينى آورده مىفروشند .
قنادخانه [ اى ] دارد كه هشت سال پيش كارخانه [ اى را ] با استادى آوردند . مواجب استاد را ندادند بازگشت . اينك خود قندى بسيار بد مىريزند . گويند از ده من نيشكر پنج من قند توان ساخت ؛ ولى دروغ است ، چه از بيست من به دشوارى توان . ضرابخانهايست كه از ديوان اجازه است . حالتى غريب و بس عجيب دارد . شخصى را نشسته بينى و گويند استاد است . گاوى و مرغى چند در كارخانه بسته دارد . هم در آن حال كه مفتول سيمين يا زرين در آتش است به آذوقه و چينهدادن گاوان و مرغان مشغول است . ديگرى بىآنكه نگاه كند سكه مىزند . بهر شكل و وضع كه بيرون آيد ، چپ ، راست ، شكسته ، درست ، گرد ، دراز . دو نفر ديگر پاسبان اويند كه ندزدد . و