چالخانه ، شاهكوهبالا ، شاهكوه پائين ، تشن . ازين دهات آنچه توان ديه گفت گز است و كردمحله و چند ديهى ديگر كه در كوهستان است .
براى آگاهى از تجارت استرآباد همينقدر بس كه تماشاى راه كنار جز و پروال نمايند ، كجا كه گمرك ايران است . چه ، هر متاعى از ايرانى و روسى را از آنجا گذارنند . و خانه نزديك اين گمرك كمپانى روسى ساخته بودند . در 1859 آتش به آن درافتاد . چون اين خانه و سوختن آن را مدخليتى بسيار به تجارت بود ، گفته مىشود ، اين خانه محتوى به دو مرتبه بود . در مرتبه بالا ، عمال مىنشستند و در مرتبه پائين ، اجناس بود . حصارى چوبين با حمام داشت . در روى آن خانه بيدق تجارت روسيه بود كه از براى اعلان به آشوراده به كار مىآمد . تراكمه را اين معنى پسند نيامدى چه ترسيدندى كه مبادا هنگام تاختوتاز ايشان اخبار شود و از روسيه امداد رسد . اين كمپانى پس از ده سال در وقت احداث كمپانى كوكاريف و توانه تغيير يافت و مقصود كمپانى نو اين بود كه خانههاى تجارتى خود را نزديكى استرآباد به جانب تراكمه از سنگ بسازند ؛ حاكم استرآباد ممانعت مىكردند ، هم ، درين اثنا تغيير حاكم شد و گمرك را به كسى ديگر دادند و ماليات هزارو پانصد تومان آن را به سه هزار تومان قبول نمود . در آن زمان آتش افتاده خانه و آنچه در آن خانه بود بسوخت . قريب پنجهزار تومان پنبه و پنجهزار تومان ميوههاى خشك بسوخت . و آنچه از سوختن بازماند همان صندوقهاى دربسته بود و كالسكه [ اى ] كه ايمپراطور فرانسه به پادشاه ايران به هديه فرستاده بود . پس از آن روسيه به عوض آن خانه چند كپر از نى ساختند به اين اميد كه شايد ايرانيان براى آنان جائى سازند . ايرانيان نيز به عوض آن به خانههاى نئين آنها ماليات و خراج بستند . كمپانيان
سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: عز الدوله
ص١٣٢