همه آب است . جميع ملكش شالىزار است به غير از خانه و باغچهء . اهل دهاقين به قرار يكصد خانهوارند . بلوكباشى حسين بيگ است كه در محلهء حوضكتى « 1 » منزل دارد . و از اين محله به پاى كوه ربع فرسخ است . ما بين جنوب و غربيه اسم كوه ، مشهور [ به ] كوه ديوسفيد است . از پهلوى محله توى آب كه دو طرف شالىزار است ، مىرسد به راه سنگفرش و جنگل بزرگ داخل مىشود [ و ] مىآيد به جائى كه دور تا دورش خندقى بزرگ به قرار چهارصد قدم حفر شده بود . كه [ در ] وسط خندق بلندى است كه درخت شمشاد بسيار دارد . و جانب قبلهء اين بلندى الآن كه يكهزار و دويست و هفتاد و پنج است ، يك درخت بسيار بلند و كلفت كه بغل سه نفر نمىآيد ، اسمش به اصطلاح اهل مازندران افرا مىباشد . و وسعت اين بلندى از سمت شرقى تا به جانب غربى پنجاه قدم و از سمت جنوب به شمالى هشتاد قدم [ است ] . و خشت [ و ] آجرهاى درشت هم در آنجا مى - باشد . و اين بلندى دو خندق دارد كه يكى درست معلوم نمىشود .
از قرار مشهور در عهد قديم [ و ] سلطنت آذرپرستان [ در ] اينجا قلعهء محكم و آبادى بوده است .
ايضا سمت قبلهء اين قلعه تپهء ديگر [ ى ] است كه همه درخت شمشاد دارد . بعد سربالائى و جنگل شمشاد كه به تعريف راست نمىآيد و آدم به دو ذرع فاصله همديگر را نمىبيند كه مكان و منزل ببر مىباشد . به هزار مشقت و زحمت به پايهء كوه مىرسد [ كه ] مثل ديوار سر به كهكشان فلك كشيده است . و يك درخت افراى بزرگ روى يك سنگ بزرگ درآمده كه دورهء سنگ را با ريشهء خود گرفته است . [ و ] قدرى بالاتر از تيزهء كوه اهل چلندر
هامش
( 1 ) - به ضم كاف .