شكر را در ميان ديگ چدن بپزند بهتر خواهد شد . و حاصل شكر مازندران از ولايت نور الى بلوكات بارفروش و سارى است .
از رودخانهء هاشمرود گذشته رودخانهء رستمرود [ است ] رد شده كنار دريا ، محلهء رستمرود است . هشتصد تومان منال ديوان است تيول محمد اسمعيل خان نوهء فتحعليخان مىباشد . پنجاه خانهوارند . به سلده يك فرسخ است گذشته مىرسد به رودخانهء تمشون .
[ سلده ]
[ از رودخانهء تمشون ] رد شده رودخانهء سلده است ، مىگذرد دست چپ تخته پلى دارد [ كه ] داخل محله و خانههاى سلده مىشود كه امسال [ كه ] به تاريخ يكهزار و دويست و هفتاد و پنج است دو سال مىباشد كه ميرزا آقا خان صدر اعظم آبادى نمود . و رعيت از هر ولايت آورده و عمارت و حمام بنا نهاده است . به قرار دويست خانهوارند . دو باب حمام و بيست باب دكان و يك پل آجرى سه چشمه دارد . و آب اين رودخانه از كوه لاويج مىآيد . و كرجى هم به اين رودخانه مىآيد . و اهلشان صاحب كرجى مىباشند .
محصولش برنج و روغن است . به قدر چهل من ابريشم به وزن شاه عمل مىآيد كه اليجه و چادرشب و شلوار قرمز و غيره مىبافند . و ماليات سلده دو هزار تومان است . و كوه بلند سمت جنوب سلده كه جنگل ندارد صوردار مىگويند ، پائينتر ، لشكنار ايضا پىمت و لاويج [ است ] كه اينها همه ييلاق نور است .
[ نور و بلوك آن ]
و خود نور هيجده بلوك است : آنكه ييلاق است : اول - كپ « 1 » .
هامش
( 1 ) - به ضم كاف و سكون پ .