تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤

به اردو خيلى سخت مىگذرد

هوا به شدت گرم بود چنان كه از هواى تابستان تهران گرمتر ، مگس و پشه و مار بسيار بود ، گرمى هوا امروز به اهل اردو خيلى اذيت رسانيد و در اين راه به هيچ‌وجه آب نبود . از منزل سقّاها راويه و مشگ‌ها را پر كرده با توپخانه بردند كه در بين راه از بابت آن به توپچى و سرباز سخت نگذرد و عطش صدمه نزند . پشه و مگس به نوعى زياد بود كه آدم مىخواست تكلّم كند و غذا صرف نمايد حلق و دهن پر مىشد . در منزل هم مار خيلى بود كه اهل اردو قريب پنجاه شصت دانه كشته بودند ، و شب از ترس آتش و چراغ روشن نكردند ، و اكثرى تا صبح نخوابيدند بعضى روى يخدان‌ها خوابيدند و بعضىها سر شب حركت كرده براى منزل ديگر رفتند .

آثار برج‌هاى قديمى

در بين راه آثار قلعه و علامت چند برجى ديد و آثار قناتى بود . اين برج‌ها كه مثل تپه خاك شده بود شبيه تپه خاك‌هاى راه قزوين و ساوجبلاغ است كه حالا درست استفهام نمىشود كه برج بوده است يا علامت و نشان اخبار دادن است ، كه مثل چاپارخانه‌هاى قرار سابق بود . اين منزل جمازه‌سوارى از نزد ابراهيم خان سرتيپ رسيد كه از انتظام و امور به‌شاگرد و حكايت به يك ميرزا نوشته بود . نوشتجات او از پسته ارسال دار الخلافه مىشود .

رفتار بد يك سرباز و تنبيه او

اتفاق تازه در اين منزل شده بود ، يك نفر سرباز در ميان جنگل با ضعيفه‌اى از بلوچ‌ها خواسته بود امر شنيع نمايد ساربانان ديده او را گرفته بودند ، آوردند در حضور رؤساى بلوچ‌ها به‌قدر سيصد چهارصد تازيانه به او زدند ، كمال اميدوارى و شكرگذارى حاصل ساختند .

زه كلوت

منزل هشتم بيابان مسمّى به زه كلوت ، مسافت اين منزل شش فرسخ بود . جاده گاهى از ميان جنگل و گاهى از