تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
شاكر و رضامند رفته باشند . با وجودى كه آذوقه‌ى سه ماه برداشته بودند و پانزده روزه هم اين بنده نوشته بود از رودبار برده رسانيده بودند چون يك ماه زيادتر از مقصود توقف آنجا طول كشيده بود از باب عدم آذوقه و علوفه خيلى سخت به آنها گذشته و بسيار زحمت كشيده بودند و آذوقه‌اى كه تهيه كرده بودند مخصوص سرباز و توپچى بوده ، و ساير اردو بىآذوقه بودند . اين بود كه زحمت آنها زياد شده از اين طرف و آن طرف فرستاده آذوقه تحصيل نموده بودند و به واسطه‌ى شدت رودخانه‌ى هليل‌رود كه از پنج فرسخى كهنوج مىگذرد ، توپخانه و سرباز نتوانسته عبور نمايند از اين راه نيآمده از راه ديگر با شه دوست خان بلوچ كه نوكر ديوانى و شخص قابل خدمتگزارى است به بمپور رفته بودند .

ابراهيم خان در كهنوج منتظر فرمانفرما است

ابراهيم خان سرتيپ و رؤساى بلوچ و كدخدايان بشاگردى و گرويىهايى كه از آنها آورده به كهنوج رودبار كه سر راه است رفته منتظر ورود اين بنده مىباشند . انشاء اللّه پس از ورود مهربانى كامل در حق همه‌ى آنها به‌عمل آورده دستور العمل درستى داده روانه‌ى بمپور خواهد نمود . تا چندى كه جواب عرايض بنده از اولياى دولت عليه برسد ابراهيم خان با استعداد در آنجا باشد .

رودخانه‌ى هليل‌رود

رودخانه‌ى هليل‌رود رودبار از بلوك اسفندقه و مهنى برخاسته مىشود مىآيد به جبال ارز در آنجا دو شعبه مىشود يك شعبه آن به نرماشير و آن صفحات مىرود و يك شعبه به رودبار و بلوچستان مىرود ، كه در بلوچستان معروف به رودخانه جاز است ، و با رودخانه‌ى بمپور يكى مىشود . از قرارى كه مىگويند مشگل است گذشتن از اين رودخانه ، حالا مىروم تا پيش‌آمد كار چه باشد و چه شود . دو ساعت به غروب مانده هوا ابر و خيلى منقلب است اميد است باران ببارد . از اين منزل كوه‌هاى جبال بارز نمايان