منزل از آن راه اول به نرماشير دور تر است ، ليكن در خوبى خاك و زمين و جنگل و آثار قنوات زياد ، و صافى راه هيچ نسبت به منازل و آن راه ندارد .
زندگى سخت بلوچها
در اين دو سه منزل طايفهى شه دوست خان بلوچ كه به قدر پانصد ششصد خانهوار هستند مىنشينند ، و با آب چاه و اين بركه غديرها مثل سگ زندگانى و گذران مىكنند . بهقدر يك صد و پنجاه نفر ديوانى نوكر دارند كه همراه ابراهيم خان سرتيپ به تنبيه بشاگردىها رفته بودند ، بقيهى خوانين كه بودند استقبال كردند زياده از حد مهربانى در حق آنها كرده آنها را هم با دلاور خان و جمعيتى كه همراه دلاور خان بود خلعت داده از اين منزل مراجعت داد .
به خود دلاور خان اين چند روزه مهربانى زياد نموده علاوهبر خلعت يك باب چادر سرهنگى بسيار خوب هم به او داده كه در سرحد ميان ايل و طايفه باشكوه راه برود ، با كمال اميدوارى و شكرگذارى و دعاگويى وجود مبارك ولينعمت كل روحى فداه رفتند . سوال و جوابى كه با او شده همه را يادداشت كرده هريك را انجام داده و نداده در موقع خود به عرض خاكپاى همايونى روح العالمين فداه برساند .
اين منزل هوا خيلى گرم است و جانوران موذى از قبيل مار و عقرب زياد است .
پنگ
منزل هفتم پنگ « 1 » مسافت اين منزل شش فرسخ بود . اين منزل جاده از جنگل خارج بود از بالاى جنگل همه را مىآمد تا نقطهى منزل كه داخل جنگل شد . عرض راه سنگلاخ بدى بود در بعضى نقاط بتهى قيچ زياد بود و بعضى جاها هيچ گياه نداشت .
هامش
( 1 ) . پنگ يا پنگان پيالهاى بود كه از سوراخ ته آن آب بالا مىآمد تا پر شده و به ته آب فرو رود و به جاى ساعت براى تقسيم آب بهكار مىرفت ، و فنجان معرب آنست .