تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
اما بعد « 1 » معروض خاطر خطير عارفان سخن و مرفوع ضمير منير آفتاب تأثير واقفان نو و كهن مىدارد كه :
در عهد دولت پادشاه * جم انجم سپاه فلك بارگاه
نمك سودهء آستان رضا * كمر بستهء شاه دين مرتضا
طلاى خلاصى ايران زمين * بود دست افشار كاصحاب دين
به وقت سخاوت كرم بيشمار * شود صورت لطف حق آشكار
چو « 2 » قهار و جبار وقت غضب * مجسم شود صورت قهر ربّ
چو آيد برون تيغ او از غلاف * برافتد ز عالم عناد و خلاف
زره چون بپوشد به هنگام رزم * شود در قفس شير غرّان ز حزم
بپوشد چو قاتلاد در روز جنگ * بود شير اندر قرابه به رنگ
شود چون كله خود بر سر عيان * تو گويى كه در زير ابر آسمان
سپر چون به دوش افكند آن دلير * چو خورشيد تصوير بر روى شير
چو نيزه به دست آورد آن سپهر * خط كهكشانيست بالاى « 3 » مهر
كشد چون سپر بر سر آن « 4 » پر شكوه * بود لكهء ابر بر روى كوه
چو « 5 » بر پا كند روز هيجا علم * بدرّد « 6 » به خود آسمانها شكم
شهنشاه ايران خديو زمان * كه بخشيده است تاج هندوستان
هر آنچه به مدحش كنم من بيان * بود سطوت شوكتش بيش از آن
ندارد كسى حرف در وصف او * نيابد رهى نقطه در حرف او
بود سرور شهريار جلال « 7 » * نباشد دمى دولتش را زوال
الملك العادل و المالك الكامل ، مصعد لواء العساكر ، كاسر رؤس الاكاسر ، معمر صروح العدل ، هادم اساس الخذل ، سالك مسالك الكرم ، صاعد صواعد الهمم ، [ 4 ] مطلع لوامع الاسلام ، مطّلع عوالم الاعلام ، مصدر المحارم و المكارم ، [ مرصد الاعالم و الاكارم ] « 8 » رادع الملك و الملل ، فارس العلم
هامش
( 1 ) - نم و آ : اما بعد افتاده است . ( 2 ) - د : چه . ( 3 ) - نم و د : پهلوى مهر . ( 4 ) - د : آن افتاده است . ( 5 ) - د : چه . ( 6 ) - ملى : به درد . ( 7 ) - ملى : جهان . ( 8 ) - آ : مرصد الاعالم و الاكارم افتاده است .