17 حواشى و تعليقات
ص 42 ، س 5 : عين عبارت تاريخ گزيده چنين است :
« شيخ صفى الدين اردبيلى در حيات است و مردى صاحب وقت و قبولى عظيم دارد و به بركت آنكه مغول را به او ارادتى تمام است بسيارى از آن قوم را از ايذا به مردم رسانيدن باز مىدارد و اين كارى عظيم است » « 1 »
ص 42 ، س 11 : ابن بزاز توكلى نويسندهء كتاب صفوة الصفا كه عموم مورخين صفويه اجداد شاه اسماعيل را با استفاده از نوشتهء او معرفى كردهاند ( معاصر شيخ صدر الدين پسر شيخ صفى الدين اردبيلى ) ، اجداد شيخ صفى را به امام موسى كاظم ( ع ) مىرساند « 2 » ، اما احمد كسروى در تحقيقى مفصل مدعيست كه صفوة الصفا در عصر شاه طهماسب اول بنا به ميل و خواستهء شاه دستكارى شده است و در اصل آن ، به سيد بودن شيخ صفى اشارهاى نشده است « 3 » .
ص 44 ، س 13 : ديار بكر منطقهء كردنشين تركيهء فعلى و كوچكترين ولايت از ولايات سه گانهاى بود كه ايالت جزيره را در قديم تشكيل مىدادند و همگى در ساحل دجلهء عليا يا در شمال آن بودند . مركز اين ولايت شهر آمد بود كه برخى از جغرافيانويسان قديم مانند اصطخرى به صورت حامد كه همان آرميداى رومى باشد نوشتهاند ، بعدها به نام ديار بكر معروف گرديد « 4 » . « قلعهء بسيار مرتفع محكمى دارد كه بر دور آن قلعه شير ماج و خندق محكمى بوده است » « 5 »
ص 44 ، س 18 : شاردن سياح فرانسوى داغستان را كشورى كوهستانى و بزرگ و به اشتباه در شمال شرق درياى خزر و هم سرحد با سرزمين مسكوى ( روسيه ) ذكر مىكند « 6 » . در حالى
هامش
( 1 ) - مستوفى ، حمد الله : تاريخ گزيده ، به اهتمام عبد الحسين نوايى ، امير كبير ، تهران 1364 خورشيدى ، ص 675 .
( 2 ) - ابن بزاز توكلى : صفوة الصفا ، نسخهء خطى كتابخانهء آستان قدس رضوى ، شمارهء 4251 ، برگ 10 .
( 3 ) - كسروى ، احمد : « نژاد و تبار صفويه » آينده ، سال 2 ، ص 365 - 357 و 497 - 489 و 812 - 801 .
( 4 ) - دهخدا ، على اكبر : لغت نامه دهخدا ، زير نظر دكتر معين ، دانشگاه تهران ، تهران ، 1337 خورشيدى .
( 5 ) - سيف الدوله سلطان محمد : سفرنامهء سيف الدوله ، تصحيح و تحشيهء على اكبر خداپرست ، نشر نى 1364 خورشيدى ، ص 190 .
( 6 ) - شاردن : سياحتنامهء شاردن ، ترجمهء محمد عباسى ، امير كبير ، تهران 1349 خورشيدى ، ج دوم ص 378 .