تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
چند كه ممهد شده بود هر دو را به خلوت طلبيده به عنوان مزاح و شوخى به نواب ثريا مكان ندر قلى بيگ معظم اليه « 1 » فرموده كه « ندر قلى بيگ هرگاه بفرمائيم « 2 » كه فتحعلى خان بگير مىتوانى » عرض [ كرد ] كه « هرگاه بفرمايى البته مىگيريم » و فتحعلى تبسم مىنموده تا آنكه به شوخى فرمودند كه « بگير » . نواب ندر قلى نيز دفعتا فتحعلى خان را گرفته ، شال كمر خود را باز كرده دستهاى او را بسته . آنوقت فتحعلى خان [ در ] يافته كه اين تدبير بوده دست بسته چاره نتوانسته . هر چند عجز و « 3 » الحاح نموده فايده نبخشيده . دست بسته از خلوت بيرون آورده به چادر مير يوسف سلطان مين باشى خويى برده . در همان وقتى كه فتحعلى خان را در خلوت گرفته در بيرون نيز جعفر بيگ و محمد على بيگ و محمد بيگ پسرهاى اسكندر بيگ قاجار عموى فتحعلى خان را نيز با چند نفر ديگر از رؤساى عمدهء قاجار گرفته مقيد و محبوس كرده . محمد حسين آقاى قاجار مشهور به حسين چپوق كه از جمله رؤساى عمدهء قاجار بود ، سوار شده فرار نموده . در دو شبانه روز از مشهد مقدس به استر آباد رفته و جماعت تركمانيه كه با فتحعلى خان متفق بودند نيز فرار نموده . غرض كه « 4 » در همان روز فتحعلى خان را به قتل رسانيده . چون فتحعلى مزبور در جزو با ملك محمود متفق بوده ميانهء ايشان مراسلات و تمهيدات مىشده . اين خبر كه به ملك رسيده او نيز مأيوس گرديده . به هر تقدير كه بعد از اين مقدمه تمامى امور براى مصلحت نواب ثريا مكان ندر قلى بيگ ملقب به طهماسب قلى خان [ كه در آخر موسوم به نادرشاه گرديد ، شده بود « 5 » ] . چون از مقدمهء تشويشات خيالات فتحعلى « 6 » مزبور فارغ شده به محاصرهء مشهد مقدس و دفع محمود پيچيده . بعد از محاربات متواليهء متواتره و شدت محاصره و اتفاق و خواهش اهل شهر تمامى ، طلوع صبح يوم دوشنبه 16 شهر ربيع الاولى 1138 ق / 1726 م اهل شهر دروازه را گشوده . نواب ندر قلى بيگ كه بعد از قتل فتحعلى خان به منصب قورچى باشيگرى سرافراز گرديده بود با جماعت افشار قرقلو داخل شهر شده ، به زيارت روضهء مقدسه منورهء مشرف و سرافراز گرديده . ملك محمود فرار نموده در آستانهء مقدسه متحصن و نواب شاه طهماسب نيز طرف عصر روز مزبور داخل شهر شده . بعد از استسعاد « 7 » به
هامش
( 1 ) - ملك : مشار اليه ( 2 ) - دو ملى : بفرمايم ( 3 ) - آ : و افتاده است ( 4 ) - ملك : غرضكه افتاده است ( 5 ) - ملك : درون قلاب افتاده است ( 6 ) - دو ملى : فتحعلى خان مزبور ( 7 ) - د ، ملى و نم : استعداد
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 183 | محمد محسن مستوفى / بهروز گودرزى