خانهء حاجى محمد ريخته ، اموال و اسباب او را تاراج و حاجى محمد مذكور در آن كثرت و ازدحام هجوم عام كه دو سه هزار نفر سواره و پياده از ملازمان ملك محمود و اهل شهر و اوباش و اجامره متجاوز بود كه او دست به شمشير تنها بيرون آمده خود را به آن كثرت زده ، جمعى را مجروح و زخمى كرده . دو نفر را كشته و خود را به سلامت از ميان چنان كثرت و ازدحام عامى بيرون آورده از آنجا فرار نموده از شهر بيرون رفته خود را به يكى از دهات رسانيده ، چند روز در آنجا بوده باز در تدارك خودسازى و جمعيت بود . مردم آنجا در مقام اطاعت درآمده تا حسب الواقع او را از خود مطمئن كرده ، بعد از آن او را با چند نفرى كه « 1 » با او متفق بودهاند به خدعه گرفته در همان روز ايشان را به شهر آورده به خدمت ملك محمود برده . ملك نيز « 2 » او را با رفقا در همان روز به قتل رسانيد « 3 » .
مقررا عن ايام ياغيگرى و خروج او : شش ماه كه با تقى آقا و امين آقاى مذكور متفق و رفيق بود [ و شش ماه ] كه ادعاى خروج نموده و خود را مستقل و صاحب اختيار كرد . [ 437 ]
ملك محمود سيستانى برادر ملك حسين خان كه در كرمان نايب بوده و او اولاد پادشاهان كيان است
بعد از آنكه محمود پسر ميرويس افغان اصفهان را گرفته و ايران ملوك الطوايف و هرج و مرج شده ، بعد از شورش مشهد مقدس و خروجى حاجى محمد بابا قدرتى و وقايعى كه مذكور شد ، ملك محمود مزبور در سيستان بوده به طمع مشهد مقدس به تون آمده و در تون دو سه هزار كس از اعراب نخى و لالوبى و سيستانى بر سر خود جمع نموده . در آن بين نوشتجات از مشهد مقدس رسيده « 4 » به نحوى كه مذكور شد فوز عظيم دانسته تدارك خود را ديده « 5 » روانهء مشهد مقدس گرديده ، به ايلغار تمام آمده . چون در مشهد مقدس سرى و صاحب اختيارى نبوده ، حاجى محمد مذكور و الواط و اوباش نيز بى حسابات مىنمودند .
و از هرات نيز متواتر اخبار مىرسيد كه افاغنهء هرات نيز در تدارك حركت و تسخير مشهد مقدساند و اصفهان را نيز افغان تصرف نموده . اهل مشهد مقدس نيز كه از همه جا
هامش
( 1 ) - آ : كه افتاده است
( 2 ) - ملك : نيز افتاده است
( 3 ) - ملك : بقتل رسانيده مستقل شد
( 4 ) - د ، ملى : رسيده افتاده است
( 5 ) - آ : را ديده افتاده است