تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً
« 1 » » بر افاغنهء ضاله « 2 » غالب آمده آن جماعت بى عاقبت شكست خورده توپخانه و نقاره‌خانه و اسب و اسلحه و اسباب بسيار از آن جماعت گرفته فتح نمايانى نموده . چون اردوى اشرف شاه در دور سمنان به محاصرهء سمنان مشغول بودند ، بقية السيف آن جماعت به سمت سمنان فرار نمودند . نواب قورچىباشى نيز با معدودى از سپاه خراسان تعاقب طايفهء ضالّه نموده ، در سر درهء خار كه ميان دو كوه است ، از اردوى افغان كه در دور سمنان بودند كمك رسيده تلاقى فريقين شده . مرتبهء ديگر جنگ بسيار عظيمى شده كه گوش فلك دوّار نشنيده بود . به توفيق « 3 » قادر جبار كه از روز ازل متوجه تربيت احوال نواب معزى اليه بود ، فتح نمايانى نموده بسيارى از افاغنه به قتل رسيده مال و غنيمت بسيار به دست قزلباش آمده . افاغنه شكست خورده فرار نموده خود را به سمنان رسانيده « 4 » از آنجا نيز اردوى اشرف شاه افغان كوچ كرده فرار نموده رفته تا داخل اصفهان گرديده .

در ذكر مقدمهء ورود افاغنهء بىعاقبت به اصفهان بعد از فرار از سمنان و تعاقب نمودن نواب قورچىباشى و جنگ نمودن در حوالى اصفهان و غيره

آنكه بعد از فتح سردرهء خار و فرار افغان به اصفهان نواب قورچىباشى عريضه به خدمت بندگان اقدس نوشته فتوحات مزبور را عرض نموده ، خود با سپاه نصرت همراه و غازيان جان فشان افشار متعاقب افاغنهء ضاله روانهء اصفهان گرديده . چون به حوالى اصفهان رسيده [ خبر به اشرف شاه رسيد . آن مردود ] « 5 » نيز جمعى از اعزهء اهل اصفهان را قتل نموده ، بعضى از اهل آنجا را با كوچ و بنه ، افاغنه را تماما و مال و اسباب اصفهان را به قدر مقدور و فرصت بار نموده به استعجال تمام روانهء شيراز كرده ، خود با سپاه افغان و لشكر عراق و غيره از اهل اصفهان كه با او متفق شده بودند ، در كمال استعداد و رنگينى توپخانهء اصفهان و قورخانه و نقاره‌خانه و تداركى كه در اصفهان ديده بود با كثرت تمام از اصفهان بيرون آمده استقبال قزلباش نموده در حوالى مورچه‌خوار « 6 » تلاقى فريقين شده از طرفين صفوف بسته محاربات عظيمه شده كه چنان محاربه تا آن
هامش
( 1 ) - سوره 2 ، آيه 249 ( 2 ) - ملك : ضاله افتاده است ( 3 ) - آ ، د : بتوفيق افتاده است ( 4 ) - ملى : رسيده ( 5 ) - در نسخه ملك بجاى كلمات درون قلاب : اشرف شاه مطلع شد او ( 6 ) - آ : مورچه‌خار
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 153 | محمد محسن مستوفى / بهروز گودرزى