در ذكر كيفيت آمدن به مشهد مقدس و رسيدن خبر ميرويس قندهار را ، آنكه در سنهء 1118 ق 1706 م موكب همايون به عزم زيارت وارد مشهد مقدس گرديده ، مدت چهار ماه در مشهد مقدس توقف فرموده ، چون به سبب قورق ، مردم شهر و « 1 » بازار تعب مىكشيدند و خيابان و بازارها مىبايست كه قورق شود ، از آن جهت فرمودند كه « 2 » از چهارباغ كه دولتخانه بود الى صحن مقدس همهجا بر بالاى خانهها « 3 » دالانى ساختند مسقف كه هرگاه به زيارت مشرف مىشدند ، بدون « 4 » قورق از همان دالان مىآمدند با اهل حرم و از بالاى شماعيخانهء « 5 » منوره داخل صحن مقدّس مىشدند كه مردم به سبب قورق تصديع نكشند . و بعد از مراجعت به اصفهان بعد « 6 » از اندك وقتى خبر ميرويس خان « 7 » افغان غلجايى [ رسيد كه ] به سبب بىحسابات و زيادتى جماعت گرجى كه در قندهار ساخلاو بودهاند ، در شبى كه شاهنواز خان كه بيگلربيگى قندهار بود و بيرون شهر به باغ رفته « 8 » و شب كشيك ميرويس بوده كه دور باغ كشيك مىداشتهاند ، نصف شب در باغ ريخته با جمعى از افاغنهء « 9 » تبعهء خود شاهنواز خان را با جمعى از غلامان و اگارجهء تبعهء او به قتل رسانيده ، قلعهء قندهار را تصرف و آنچه قزلباش در قندهار بوده اسير و محبوس و اگارجه را تماما به قتل رسانيده ، حوالى و حواشى قندهار را تاخته آن ولايت را « 10 » به تصرف خود درآوردند .
در ذكر رسيدن خبر افغان به اصفهان و تعيين خسروخان سپهسالار و رفتن او به قندهار و شكست خوردن آنكه بعد از رسيدن خبر قندهار ، خسروخان برادرزادهء شاهنواز خان مزبور را كه داروغه و حاكم اصفهان بود به منصب سپهسالارى سرافراز و والى گرجستان نيز نمودند و اسباب سپهسالارى و توپخانه از سركار خاصهء شريفه و خزانه به او داده ، دوازده هزار قشون از قزلباش و گرجى و غلام همراه نموده روانهء قندهار [ نمودند ] و [ خسرو خان ] اول تابستان سنهء 1123 ق / 1171 م وارد قندهار
هامش
( 1 ) - آ : شهر و افتاده است
( 2 ) - آ : كه افتاده است
( 3 ) - آ : خانههاى
( 4 ) - ملى : بدون افتاده است
( 5 ) - ملى : شتماعى خانه
( 6 ) - ملى : بعد افتاده است
( 7 ) - آ : سلطان
( 8 ) - ملى : رفته افتاده است
( 9 ) - ملى : افغانيه
( 10 ) - آ : را افتاده است