تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣

9 نواب طوبى آشيان شاه سليمان اناراللّه برهانه خلف الصدق نواب صاحبقرانى شاه عباس ثانى

كه از ابتداء دولت صفويه الى يومنا هذا مملكت به آن امنيت و رفاه نبوده و نخواهد بود ، بسيار سفاك « 1 » و خونخوار بوده . در آخر ايام سلطنت به سبب آزارهايى كه به هم رسانيده مدت هفت سال از اندرون بيرون نيامده خانه‌نشين « 2 » بود و اكثر اوقات مشغول شرب خمر و ساير فسوق بوده ، جمعى از امرا و اركان دولت را به قتل رسانيده به محض توهّمى كه مدتيست كه در اندرون است « 3 » و بيرون نمىتواند آمد ، مبادا در باب سلطنت خيالى به خاطر ايشان برسد و يكى از شاهزاده‌ها را بيرون آورده بر تخت نشانند ، به آن جهت بسيار از امرا و جمعى كه هر يك سالها در آن دودمان خدمت كرده و تربيت يافته بودند به محض همين خيال بدون جهت و سبب ديگر كشته كه در ايام دولت نواب مالك رقاب پسرش شاه سلطان حسين امور سلطنت و تدبير مملكت به امراى جاهل بىتدبير كار نديدهء بىتجربه افتاده كه « 4 » در آخر دولت از اين سلسله در ايام آن مظلوم منقرض شده و به مرتبه‌اى امرا و غلامان و حكام و سلاطين از شاه سليمان خايف بودند كه مرحوم محمد آقاى خواجه كه يوزباشى آقايان خواجه سرا بود و بسيار معتبر و فقير ، چون در خدمت او مىبود خود از او شنيده كه نقل مىكرد كه بعد از فوت آن حضرت تا سه روز احدى از محرمان و خواجه سرايان و خدمه جرأت نمىكرده كه نزديك نعش او رفته مشخص نمايد كه فوت شده يا غش كرده . آخر بعد از سه روز نواب عليه مريم بيگم عمه‌اش كه بسيار جرى و گستاخ بود ، لابد شده بر سر بالين او رفته تحقيق شده كه داعى حق را لبيك اجابت گفته ، امرا را مطلع ساخته نعش او را از آنجا
هامش
( 1 ) - آ : صفاك ( 2 ) - ملى : خارنشين ( 3 ) - آ : است افتاده است ( 4 ) - دو ملى : كه افتاده است