كه در مقام فرصت بوده هرگاه تواند و فرصت كند در خلوت يا كثرت به هر نحو باشد على الغفلة خود را به صاحبقران رسانيده ، به خنجر ناحيدر زده آن حضرت را ناچيز و ضايع كند « 1 » خواه به حربه و خواه به سمّ « 2 » . آن حضرت دانسته مجلس كرده در آن روز قباى بسيار تنگى پوشيده كه آستين بسيار تنگ بوده كه به دست نمىرفته . چون مجلس منعقد شده بعد از ساعتى كه ايلچى آرام گرفته دانسته ، شكوهء زيادى از تنگى آستين و بغل « 3 » قبا فرموده به مرتبهاى كه خياط باشى را طلبيده دانسته در معرض قتل و بازخواست آورده ، ايلچى را پيش طلبيده خنجر خود را از غلاف كشيده به دست ايلچى داده فرمود كه زير بغل قبا را و زير آستين آن را بشكافد . « 4 » با وجود اين از سطوت آن حضرت ايلچى ، به مرتبهاى خوف كرده كه رعشه در دست او به هم رسيد ، خنجر از دستش افتاده احوالش بسيار بد شده ، بر تمامى اهل مجلس ظاهر شده .
مقررا عن اولاد آن حضرت و آثار او . اولاد شاه عباس : شاه سليمان .
آثار : عمارت سرچشمهء مازندران . اختراع او : قباى چپكن به جهت قزلباش .
المقررا مدت سلطنت او بيست و پنج سال . [ 396 ]
هامش
( 1 ) - آ : كند افتاده است
( 2 ) - آ : بسم افتاده است .
( 3 ) - ملى : بقل
( 4 ) - دو ملى : شكافته