رستم خان نيز روانهء اردوى زينل خان شده ، زينل خان را به قتل رسانيده سر او را به درگاه جهان پناه فرستاد . قشون زينل خان را برداشته به اردوى معلى آمده ، قشون زينل خان را در اردو گذاشته از ميان تمامى لشكر دوازده هزار جوان سپاهى انتخاب كرده ، از خدمت نواب اشرف مرخص و روانه شده در سه منزلى آن طرف همدان به لشكر رومى رسيده . از كثرت رومى احتياط كرده صرفه در جنگ طيب نديده [ 393 ] . روز ديگر كه صفوف لشكر رومى درست شده ، رستم خان نيز با تمامى سركردهها همقسم شده با دوازده هزار كس خود به يك بار ديوانهوار دست به قبضهء شمشير آبدار ، مردانهوار در معركهء كارزار بر طيب روميه نابكار زده ، صفوف آن طايفهء غدّار را بر هم شكافته از كشته پشته ساخته ، بر خط مستقيم رفته تا از آخر لشكر رومى بيرون آمده ، روميهء شوميه از كثرت و « 1 » بسيارى لشكر نتوانسته كه خود را جمع نموده برگردند تا آنكه متفرق شدند و قزلباشيه باز برگشته مرتبهء ديگر خود را بر ايشان زده به همان ضابطه كه رفته بودند مراجعت نموده ، اين مرتبه بسيارى از رومى را كشته تا از ميان ايشان بيرون آمده به جاى خود كه اول طيب بسته بودند ، رسيده قرار گرفتند . به روايتى بيست و پنجهزار و به روايت ديگر سى و دو هزار روميه را مقتول و مجروح ساخته ، موازى يكصد و هفتاد نفر در دو مرتبه يورش از قزلباش به قتل « 2 » رسيده بود و ديگر دست از محاربه كشيده مورو نمك به حرام را كه منشاء آن فتنه و فساد شده ، سركردههاى رومى گرفته به قتل رسانيدند .
و چند نفر خبير و آگاه به عنوان ايلچىگرى نزد رستم خان فرستادند كه چرا جنگ طيب نكرده ، خلاف ضابطه با ايشان سلوك كرده كه اول صف بسته و بعد از آن خدعه كرده روميه غافل بودهاند . بايد بناى جنگ ديگر گذاشته از دو طرف طيب بسته جنگ كرده شود . و در ضمن اين گفتگوها و گاوتازيها اظهار مصالحه نموده ، به هر تقدير بعد از آمدن ايلچيان و طى مراتب بناى مصالحه شده چگونگى را به خدمت نواب اشرف عرض كرده ، بعد از رخصت مصالحه و سنور « 3 » ابتدا بناى سنور را در كنار آب شط مصيببند على « 4 » گذاشته ، در ثانى امرا از راه حقد و حسد با رستم خان خواستند كه بناى او را برهم زده ، بناى سنور را از بند على گذاشته صلح كرده سنور بسته صلح نامجه از طرفين نوشته به يكديگر سپرده « 5 » ، رومى به ولايت خود و قزلباشيه به اصفهان مراجعت
هامش
( 1 ) - آ : و افتاده است
( 2 ) - به غير از نسخه ملك بقتل در ساير نسخهها افتاده است
( 3 ) - ملى : دستور
( 4 ) - ملى : بند على افتاده است
( 5 ) - آ : سپر