گوش هيچ مستمع نشنيده . بنابراين معنى كه اين كمترين بندگان وقايع و حوادث زمان دولت ابد پيوند خلد الله ملكه و سلطانه در قلم احوال مطالعان را اعلام كرده مىشود تا ارباب هنر و اصحاب خرد به چشم بصيرت و ديدهء عبرت در حالات روزگار و اوضاع ليل و نهار نظر كنند و بر وفق ده روزه جاه فانى مغرور و مدهوش نشوند .
مصراع
بگذشت چنان كه بگذرد باد به دشت
و على التحقيق عاقبت مباشران اعمال ديوانى و مزاولت و ملابست « 1 » اين جهانى به وخامت مفضى « 2 » است و دولت پنج روزه را سرعت انتقال و ارتحال حتم مقضى و خسارت دينى و دنيوى اين طايفه از نايب و منوب « 3 » و حاكم و محكوم سيما در اين عهد و زمان محتاج تكلف شرح و بيان نيست . ارباب خرد و اصحاب فطانت بىريا و رعونت
شعر
به زيب و زينت بازار پنج روزه حال * به هيچ نوع ننازيد كز پى است زوال
به نام نيك شتابيد و كار خير كنيد * برون بريد ز خاطر تصورات محال
كه دور چرخ فلك بىوفا و غدار است * به كام خويش كسى را نداده است مجال
« و الله يعصمنا بفضله من هفوات الكلام و زلات الاقدام » « 4 »
حضرت مخدوم و مخدومزاده عالم و عالميان در سال گذشته سرير ديوان را به قدوم خويش مشرف فرمود - چنانچه ذكر آن گذشت - و در آن ايام جناب سيادت
هامش
( 1 ) ملابست : كوشيدن ، رنج بردن در كار ، عهدهدار شدن كارى ، پرداختن و اشتغال ورزيدن به امرى ( دهخدا ) .
( 2 ) مفضى : منتهى شونده ( المنجد ) . به وخامت مفضى است : به وخامت مىانجامد .
( 3 ) منوب : نيابت كرده شده . ( غياث ) .
( 4 ) و خداوند با فضل و كرم خويش ما را از خطاهاى كلام و لغزشهاى قدمها حفظ مىكند .