مصراع
الدهر خادمكم و الحق انصار « 1 »
تميمهء احوال روزگار همايونش شود .
شعر
ز برج سلطنت آن آفتاب طالع شد * كه گشت روشن از او ديدهء سعادت و بخت
اميد هست كه در سايهء عنايت شاه * به كام و ناز بسى برخورد ز تاج و ز تخت
و از امارات نجومى هرچند به حسب حقيقت تاثيرى ندارند و به اعتقاد صادق ثابت جازم اعتبارى بدان ( 1 ) مترتب نمىگردد ، اما چون در ربقهء تسخير صانع آمر تقديرند احيانا مخايل عنايت الهى و دلايل سعادت نامتناهى مىشوند
لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
* » « 2 » حق - سبحانه و تعالى - كه فروزنده اين مصابيح است ، به كمال قدرت بيچون اسباب سعادات را در اين مولود همايون ظاهر فرمود و مماثل دولت ابد پيوند را در آن ساعت ميمون مقدر گردانيد و
« ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ
* *
« 3 »
»
.
شعر
به وقت ولادت بفرمود شاه * كه دانا كند سوى اختر نگاه
شرف نامه آفتاب از حمل * گرائيده از علم سوى عمل
چنان طالعى كامد آن نور از او * چه گويم زهى چشم بد دور از او
* * *
هامش
( 1 ) . ت : بر آن .
( * ) قسمتى از آيه 12 سوره 65 .
( * * ) قسمتى از آيه 4 سوره 62 .
( 1 ) روزگار خدمتگزار شما و حق يار شما است .
( 2 ) تا بدانيد كه خدا به همه چيز تواناست .
( 3 ) - ص 6 .