تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1003

مساهمون:

ص١٠٠٣
گرانبها كه در سرزمين خان پيدا نمىشود ( فرهنگ اصطلاحات ديوانى دوران مغول ) هديه ، تحفه ، سوغاتى ( دهخدا ) . تنسيق : آراستن و ترتيب دادن ( منتهى - الارب ) . تنسيم : نفس زدن و دم به خود كشيدن و دريافتن نسيم ( آنندراج ) . تنكجات : ج تنكه ، قرص رايج خواه از زر باشد خواه از نقره يا مس ( غياث - اللغات ) برگه‌اى از هر فلزى و ورق طلا و ورق نقره و پول رايج و قسمى از سكه ( نفيسى ) . تنگاتنگ : بسيار نزديك و بدون فاصله ( معين ) . تنمر : در خشم شدن چون پلنگ ( دهخدا ) زشتخوى شدن ( نفيسى ) . تنوق : آراستگى كردن در كار ( آنندراج ) استادى به كار آوردن ، چربدستى ( معين ) . تنويه : بلند نام گردانيدن ( منتهى الارب ) بزرگداشتن كسى را و ستودن او را ( دهخدا ) كلانى و بزرگى و بلندى و مرتبه ( نفيسى ) . تواچى : جارچى باشد و آن عبارت از شخصى بود كه از جانب پادشاهان و فرماندهان به ايصال احكام و رسانيدن فرامين مامور شوند . ( دهخدا ) يكى از افسران دربار پادشاه مغول كه استخدام در لشكر و بازرسى و عرض لشكر و نظارت ياسا ( مجازات اعدام و قتل ) بر عهده وى بوده ، بازرس ( فرهنگ شفيع ) . توتيا : به معنى سنگ سرمه ( آنندراج ) معرب از دودهاى فارسى ( دهخدا ) . توخى : صواب جستن ( نفيسى ) خوشنودى خواستن ( منتهى الارب ) . تودد : دوستى و محبت ( نفيسى ) . توره : فرزند عزيز و گرامى را گويند ( معين ) خان‌زادگان خوارزم و اوزبك را كه به مقام خانى نرسيده‌اند توره خوانند و توره به منزله ميرزائى است كه بر اولاد امير تيمور اطلاق كرده‌اند ( آنندراج ) به تركى قاعده و قانون و طرز و روش باشد و نام شريعتى كه چنگيز خان از خود وضع كرده بود ( برهان ) در تركى : روش و قاعده ( آنندراج ) به معنى فوق ( توره قاهره ص 44 ) . توره : آهنى كه بر دست و پاى ستور گذارند ( برهان ) سپرى است قد آدم ( فرهنگ شفيع ) ( به معنى فوق ص 183 و 885 ) . توزع : پراكندگى و پريشانى ( نفيسى ) . توسم : 1 - وسمه بركردن ( منتهى الارب ) و سمه كشيدن ( معين ) به معنى فوق « چون صفحات آن ديار از لعل مراكب توسم گرفت . » ( ص 267 ) . 2 - به فراست دريافتن ( معين ) ديدن چيزى و فراست بردن ، به علامت پى بردن به چيزى ( منتهى الارب ) . به معنى فوق : ( از حركات و سكنات او اساس بزرگى و توسم هنر هويدا ) . ( ص 556 ) . « اساس رشد و توسم خير روشن و هويدا است » ( ص 750 ) . توقر : نگاهداشتن حرمت كسى را ( نفيسى )
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1003 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )