تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 975

مساهمون:

ص٩٧٥
در كتابخانهء سلطنتى تهران كه جامع نمونه هنر و حسن سليقه و سخن‌دانى و سخن - گوئى اوست . هنگامى كه سلطان احمد جلاير ، به سال 784 قيام كرد و به سلطان جلال الدين حسين برادر خود چيره شد و بر آذربايجان مستولى گرديد و بغداد را از دست عمال شاه شجاع مستخلص ساخت و در بغداد متمكن گرديد ، معروف به خدمت وى پيوست . سلطان احمد جلاير ، علاوه بر سياست مملكت‌دارى ، صاحب ذوق و قريحه بود و از موسيقى بهره داشت و شعر مىگفت و شعرا را تربيت مىكرد و اهل هنر را تشويق مىنمود و در دربار وى جمعى از هنرمندان از هر صنف ، گرد آمده بودند و از آن جمله معروف بغدادى است كه مدتى ملازم او بود و در دربار وى به امر كتابت مشغول بود ، ولى چون خوى تند و رفتار ناهنجار سلطان احمد نسبت به خويشان ، ملايم طبع معروف نبود ، از بغداد به اصفهان رخت كشيد و همانجا بود كه حكومت فارس و اصفهان ، به ميرزا اسكندر گوركانى ، مقرر شد و معروف به دربار وى راه يافت و در كتابخانهء او به كار كتابت پرداخت و مقرر شد كه روزى پانصد بيت كتابت كند . وقتى رسيد كه معروف سه روز از كتابت دست بازداشت و ميرزا اسكندر موجب تخلف از حكم خود را از معروف بازخواست و معروف متعذر شد كه مىخواهم يك روزه كار سه روزه كنم . ميرزا اسكندر فرمود كه در ميدان اصفهان سايه‌بان و بارگاه برافراشتند و يك كسى از شاگردان معروف قلم مىتراشيد و معروف مىنوشت . نماز ديگر يكهزار و پانصد بيت در نهايت لطافت نوشت و عرضه كرد و ميرزا اسكندر او را رعايت تمام كرد و انعام فراوان فرمود . معروف همچنان در دربار ميرزا اسكندر به سر مىبرد تا به سال 817 ، شاهرخ بن امير تيمور ، از خراسان به اصفهان آمد و حكومت را از اسكندر بازگرفت و به برادر او ميرزا رستم تفويض كرد و هنگام بازگشت به خراسان ، معروف را همراه خود به هرات برد و او را كاتب خاص و مخصوص به خود گردانيد . معروف كه مردى خوش‌محاوره و نيك‌محضر بود ، به زودى توجه دانشمندان و هنرمندان و هنردوستان را جلب كرد و جمعى از معاريف ، به دور وى گرد آمدند . بعضى از دانشمندان ، مانند تاج الائمهء خوارزمى مصاحب وى بودند و برخى از هنرمندان مانند شمس الدين هروى خوشنويس استاد بايسنقر ميرزا ، از هنر معروف
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 975 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )