تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 973

مساهمون:

ص٩٧٣
باغ زاغان عزيمت فرمود ، و جراحان و اطباى مسيحادم به معالجه و مرهم قيام نمودند ، تا آن زخم التيام يافت . و تاريخ اين واقعه را يكى از فضلا در اين قطعه بنظم فرموده : قطعه :
سال تاريخ هشتصد و سى بود * روز جمعه پس از اداى صلوة قصه بس عجيب واقع شد * در خراسان ولى به شهر هرات كج‌روى در بساط چون فرزين * خواست تا شهرخى زند شدمات
بعد از آنكه بتفحص اين حال اشتغال نمودند ، از اشياى آن كرد كليدى يافتند ، عسسان به تجسس پى به خانه تيمچهء بردند كه در آن خانه بدان كليد گشاده شد ، ساكنان آن تيمچه گفتند چنين شخصى درين تيمچه طاقيه‌دوزى مىكرد و خلق بسيار پيش او مىآمدند ، و مولانا معروف خطاط كه حضرت شاهرخ سلطان در وقت فتح عراق او را به خراسان آورده بود و به كتابتهاى خاص رقم اختصاص بر وى كشيده گفتند بدين لر اختلاط پر مىداشت او را متهم ساختند ، و چند نوبت به پاى دار آوردند ، و اكثر مستعدان هرات كه به مولانا طريق مصاحبت داشتند متهم شدند ، و از ايشان زرها گرفتند ، و خواجه عضد الدين دخترزاده مولانا فضل اللّه حروفى و جماعتى ديگر كه با احمد لر متفق بودند همه را قتل كرده بسوختند ، و حضرت امير سيد قاسم تبريزى را قدس سره بدين امر متهم داشته حكم شد كه در هرات نباشد و امير قاسم اين حال را در شعر به زبان كنايه بيان مىفرمايد : بيت :
قاسم سخن كوتاه كن ، برخيز و عزم راه كن * شكر بر طوطى فكن مردار پيش كركسان »
شرح حال سيد قاسم الانوار ( على بن نصير بن هارون بن ابو القاسم الحسينى التبريزى معروف به قاسمى كه متولد 757 هجرى و متوفى 838 و از مريدان شيخ اوحد الدين كرمانى است در كتب مختلف آمده است . - از جمله يادداشت دكتر عبد الحسين نوائى در احسن التواريخ ص / 680 و 681 - مقدمه ديوان وى كه در سال 1337 به كوشش مرحوم سعيد نفيسى منتشر شده است .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 973 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )