تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 879

مساهمون:

ص٨٧٩
يزدانى و تاييد دولت آسمانى و يمن طالع ميمون و فربخت روزافزون خاطر خطير و ضمير منير از كليات آن قضايا فراغى يافت ، امور دين و دولت منتسق « 1 » و منتظم شد و قواعد ملك و ملت بر مقتضى مشيت راسخ و راسى گردانيد ، عزيمت همايون بر يورش مغولستان تصميم يافت به عزمى ثابت و املى فسيح به استعداد آن مشغول گشته ، در پانزدهم ذى الحجه سنه سبع و عشرين و ثمانمايه به عزيمت قشلاق به جانب آب خجند حركت فرمود . تواچيان را فرمان شد كه امراى تومانات و هزارجات و صدجات ( 1 ) را جر برسانند كه هريك از مواضع خود حركت نموده بر راهى كه معين
« لا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ ساعَةً وَ لا تَسْتَقْدِمُونَ
« 2 » * » رسيده باشند و حضرت شهزاده ( 2 ) با تومانات خاصه و مقربان در شاهرخيه قشلاق فرمود و امراى بوانغار ، امير هرى ملك و امير شيخ ابو سعيد با تومانات خود ( 3 ) به حدود اندكان و امراى جوانقار سلطان اويس برلاس و خواجه يوسف و امير توكل به موضع قراسمان ، و افتتاح سال هشتصد و بيست و هشت در آن حدود روى نمود به موسمى كه كوه و پشته معجر سفيد بر تارك سياه افكند و دشت صحرا از كسوت سبز ( 4 ) و زنگارى لباس سيمابى بدل گرفت ؛ بيت
لبس الثلوج بها على مسالكى * فكانها ببياضها سوداء « 3 »
هامش
( 1 ) . ت : « و صدجات » ندارد . ( 2 ) . ت : شاهزاده . ( 3 ) . ت : از « مقربان در شاهرخيه . . » تا اينجا ندارد . ( 4 ) . ت : ندارد . ( * ) قسمتى از آيه 30 سوره 34 . ( 1 ) منتسق : مرتب و منظم شده و بر يك روش آورده ( نفيسى ) . ( 2 ) - ص 714 . ( 3 ) پوشاند برفها با آن راههاى مرا گوئى آن راهها با اينكه سپيدند سياه هستند .