تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 721

مساهمون:

ص٧٢١
زمين‌بوس گشته در عداد خول و خدم و سلك عبيد و حشم داخل و منتظم شد . دويست هزار سوار مستعد جمع گشت ، چنان كه سياهى ايشان صد تومان بود ، بلكه زيادت از آن منزل در تدبير ياساميشى « 1 » و ضبط عساكر و طريقه حزم و احتياط اشتغال نموده اگرچه با شوكت لشكر منصور - نصرهم اللّه تعالى - صفت عجز و قصور امير ( 1 ) قرايوسف و لشكر تركمان ظاهر بود و امارات نكبت بر صفحهء آمال و احوال ايشان پيدا ، اما پيوسته اخبار ( 2 ) مىرسانيدند از امير يوسف كه لاف مبارزت ( 3 ) و تصلف جلادت او به سمع قريب و بعيد رسيده است ، از شجاعت و استعداد و طريقه روز عناد كه هريك از راه نام و ننگ در موقف رزم و جنگ چگونه مسابقت و مبادرت مىنمايند و در مقام جان‌سپارى دل از سر برگرفته قدم حماست و بسالت ثابت دارند . همه بر جنگ يك جهت به مقاومت و جدال دل نهاده كسوت مقاتلت و لباس محاربت بر خود راست كرده اسباب مصاف و امور هيجا نظم و ترتيب داده به وفور آلت و شوكت غرور يافته ، الحق اصحاب رأى و فرهنگ و فارسان ميدان محاربت [ و جنگ ] را در اين قضيه محل تفكر بود و اركان دولت و اعيان حضرت هر يكى را صورتى روى مىنمود . اكثر خواطر بدين دغدغه پريشان و از عاقبت احوال كه كيفيت آن معلوم كس نيست ، هراسان كه امير يوسف مدتهاست [ كه ] تا با نام بهادرى استعداد تمام حاصل كرده [ است ] شب و روز هرگز آلت حرب از خود جدا نكرده و مردم يك جهت دارد و با اين همه ايشان را اسبان آسوده و اين لشكر از راه دور آمده و اسبان ضعيف شده و فصل زمستان اگر [ آيد ] در برابر ( 4 ) يكديگر بنشينند و سرما زياده شود و علفه و علوفه متعذر گردد ، عاقبت آن به چه ادا كند ، صورت فتح آن پيش خاطر و اوهام ( 5 ) بعضى غريب و بديع مىنمود . اما جماعتى كه به كرات و مرات نصرت ايزدى را در مواقف معارك قرين رايات ظفرنگار نصرت شعار - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - ديده‌اند و از طريقه معاش و توكل آن
هامش
( 1 ) . ت : ندارد . ( 2 ) . ت : اخبارى . ( 3 ) . ل و م : مبادرت . ( 4 ) . ت : برابر . ( 5 ) . ت : اوهام و خاطر . ( 1 ) ياساميشى : تركى ، آراستن قشون ، ترتيب دادن ، تدارك ، به نظم درآوردن ( فرهنگ اصطلاحات ) .