تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
حضرت سلطنت شعارى در ثالث رجب المرجب هوا و زمين عرصهء نيشابور [ 1 ] به غبار مواكب و نعال مراكب مكلل و مهلل گردانيد . چون به حدود بسطام رسيدند ، امير علاء الدين عليكا سيد امير على كيا كه از [ 2 ] آمل و سارى از روى هواخواهى و خدمتكارى بر حسب صفاى عقيدت و خلوص طويت كمر فرمان‌بردارى و مطاوعت بسته آمده بود ، [ 3 ] به شرف زمين بوس رسيد [ 4 ] و به تربيت و عنايت مخصوص گشت . هم در آن ايام به جهت ترتيب لشكر اجازت [ مراجعت ] يافته به ولايت خود معاودت نمود . [ امير اعظم ] امير شاه ملك كه پيشتر رفته ، در آن ايام در حدود مازندران بود ، به جهت آنكه زودتر به لشكرهائى كه قبل از او رفته بودند ، پيوندد ، اجازت خواسته ، در هفدهم رجب به تعجيل متوجه آن طرف گشت . در بيستم رجب امير حسن كيا از قلعهء فيروزكوه به بندگى حضرت رسيد و صدق طواعيت و خدمتكارى و خلوص اذعان و فرمانبردارى به اظهار رسانيد . در ششم شعبان المعظم نوكر امير معصوم [ 5 ] برادر بسطام از اردبيل به اردوى همايون رسيده شرف بساط بوس دريافت و به عز عرض نواب كامياب رسانيد كه امير [ 6 ] قرا يوسف در حوالى تبريز نشسته است . در آن ايام حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - چنان مقرر فرمود كه لشكرها متوجه شيراز گشته چون به دار الامان اصفهان رسند ، [ 7 ] اميرزاده رستم نيز با لشكرهاى خود بديشان ملحق گشته عازم شيراز شوند و ايلچى ديگر [ پيشتر ] پيش مخدوم و مخدوم‌زاده جهان و جهانيان - مظفر الحق و الدين - ابراهيم سلطان فرستاده بود كه امير جلال الدين فيروز شاه و لشكرهاى آن‌جانب متوجه شوند ، چنان كه به وقت رسيدن عساكر منصوره - نصرهم اللّه تعالى - به مقام كوشك زر به يكديگر ملحق شوند و به اتفاق عازم شيراز گردند . بر موجب فرمان همايون از طرفين متوجه گشته در قصر زرد به‌هم پيوستند . [ 8 ] بيت
براين‌گونه رفتند تا قصر زرد * ز گرد سپه شد جهان لاجورد
هامش
[ 1 ] . م و ل : نيسابور . [ 2 ] . ت : رسيدند امير على كيا از . [ 3 ] . ت : « آمده بود » ندارد . [ 4 ] . ت : ندارد ، م : رسانيد . [ 5 ] . ت : منصور . [ 6 ] . ت : ندارد . [ 7 ] . م و ت : رسيد . [ 8 ] . ت : رسيدند .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 600 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )