يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ
[ 1 ] » « 1 » باخبر و به شعار « التعظيم لامر اللّه و الشفقة على خلق اللّه » « 2 » مشعر و به نصّ
« إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ ، مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ
[ 2 ] » « 3 » متعين عموم خلايق را از وضيع و شريف ، قريب و بعيد اقاصى و ادانى از حسن اشفاق و مكارم اخلاق و اشاعت معدلت و افاضت مرحمت در ظل رأفت و كنف عاطفت آورد ، اختلالى كه به احوال آن ديار راه يافته بود ، به انواع عنايت رعايت مسخر [ 1 ] گردانيد و بعد از چند روز كه در آن نواحى گذرانيدند بر عزيمت معاودت عنان آسمانساى منعطف گردانيد و از اين طرف رايات حضرت سلطنت شعارى خلد اللّه [ تعالى ] ملكه و سلطانه و خلافته . [ 2 ]
[ ع ]
به فرخى و سعادت به خرمى و ظفر
ركاب گيتىپيماى به جانب عرصهء بادغيس معطوف فرموده هوا و زمين آن نواحى را مشرف و مفتخر گردانيدند .
در اين اثنا امرائى كه به [ جانب ] خوارزم رفته بودند ، با امير شاه ملك - چنانچه ذكر آن گذشته است - در اوايل محرم الحرام سنهء ثمان عشر و ثمانمايه به اردوى همايون رسيدند و احوال [ بلاد ] خوارزم و آن نواحى به يمن رأى و رويت امير اعظم امير شاه ملك بر نهج استقامت قرار يافته به عز عرض همايون رسانيدند .
در اين اثنا امير حسنكا كه به اسم رسالت پيش امير [ 3 ] قرا يوسف رفته بود ، از آنجا مراجعت نموده به اردوى همايون رسيد و در چهاردهم محرم مذكور امير
هامش
- در آسمان است به شما رحم كند ، حديثى است مروى از پيامبر اكرم به اين مضمون :
لا يرحم الله من لا يرحم الناس . . . - بخارى - ادب المفرد ص 35 .
[ 1 ] . ت : متحير .
[ 2 ] . ت : « و خلافته » ندارد .
[ 3 ] . ت : ندارد .
[ 1 ] قسمتى از آيه 90 سوره 16 .
[ 2 ] قسمتى از آيه 128 سوره 7 .
( 1 ) خداوند به عدل و نيكى كردن فرمان مىدهد .
( 2 ) - ص 141 .
( 3 ) زمين متعلق به خداست و به هركس از بندگان خويش بخواهد وامىگذارد و سرانجام نيك از پرهيزكار است .