نواحى باشند ، جمع گردانيده به بندگى حضرت پيوندد و هم از منزل تغوز رباط خضر خواجه و شيخ حسن قوچين را تعيين فرمود كه به جهت استخبار به جانب سمرقند روند .
روز ديگر چون از آنجا كوچ فرموده به دره زنگى « 1 » رسيدند ، امير سعيد خواجه [ 1 ] « 2 » از جانب سمرقند برسيد ، ملازم ركاب همايون معاودت نموده تا به منزل جرقين [ 2 ] برفتند . در آن منزل بندگى حضرت بر موجب نص
« وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ »
« 3 » [ 1 ] امرا را به جهت جانقى « 4 » و مشورت جمع فرمود . اكابر دولت و اماثل حضرت و اركان حشم و اعيان خدم حاضر شدند و در آن خوض پيوستند . هركس برحسب كياست و مقدار فراست راى تدبيرى مىانديشيد و چون سخن به مقطع رسيد و تدبير به نهايت انجاميد ، راى جمله بر آن قرار گرفت كه چون بندگى حضرت عزيمت ماوراء النهر مىفرمايند و رايات همايون را بعد ديارى حاصل خواهد گشت و معلوم نيست كه توقف تا كى خواهد [ تواند بود ] ، بنابر حزم و احتياط شهر هرات « 5 » را عمارت مىبايد كرد و هرات از آن وقت باز كه به تصرف نواب حضرت صاحب قرانى درآمد ، دروازهها بركنده بودند و ديوار را رخنهها كرده . امير جلال الدين [ 3 ]
هامش
[ 1 ] . م و ل : امير سعيد خواجه ( ؟ ) .
[ 2 ] . ل : خرقين .
[ 3 ] . ت : « جلال الدين » ندارد .
[ 1 ] قسمتى از آيه 159 سوره 3
( 1 ) دره زنگى : شرف الدين على يزدى از اين موضع كه ظاهرا در جنوب سمرقند بر سر راه هرات واقع بوده است نام مىبرد ( ظفرنامه ج 1 ص 22 ) .
( 2 ) امير سعيد خواجه نامش در برخى مواضع به صورت امير سيد خواجه نوشته شده است در نسخه « ت » نيز بعضا امير سيد خواجه نوشته شده است ، كه ظاهرا اشتباه كاتب است ، تمام صفحات به امير سعيد خواجه تصحيح شد .
( 3 ) و در كار با آنها كنكاش كن .
( 4 ) جانقى ( تركى ) مشورت ، اندرز ، كنكاش ، مصلحت و صلاح ديدن جمعى باشد با هم ( برهان ) .
( 5 ) جهت اطلاع بيشتر در مورد هرات ( - رنجبر ، احمد - خراسان بزرگ ص 262 - 284 ) ، پيرامون بازسازى هرات ( - بخش يكم روضات الجنات اسفزارى و نيز حافظ ابرو - جغرافيا ، قسمت ربع خراسان هرات ) - در مورد هرات از ص 1 تا 16 و بلوكات و توابع هرات از ص 16 تا 33 .