چون به آب سيحون رسيدند ، با ايشان مخالف گشت و امرا از آب گذشته بودند ، پل را خراب كرد . امير شاه ملك و امير شيخ نور الدين گفتند ضبط سمرقند اولى است ؛ به مخالفت امير برندق التفات ننمودند و متوجه سمرقند گشتند . چون به حوالى شهر رسيدند ، امير ارغونشاه شهر را محافظت نموده ايشان را اختيارى نداد . امير شاه ملك و امير شيخ نور الدين به جانب بخارا رفتند و هريك راى و تدبيرى مىانديشيد .
اما حاكم محكمهء ازل خاتم عدل و صارم « 1 » فضل به يسار و يمين با يمين [ 1 ] و يسار شاه و شاهزاده اعظم نبوى الاخلاق و ملكى الشيم « 2 » نصير الحق و الدنيا [ 2 ] و الدين خليل سلطان بهادر مقرر گردانيده بود ، با لشكرهائى كه بندگى حضرت صاحب قرانى - انار الله برهانه - به جهت يورش ختاى معد « 3 » فرموده در جانب تاشكند بود شهزادگان و امرا و اركان دولت زانوى [ 3 ] خدمت بر زمين نهاده به لغات مختلف و دلهاى متفق دولت روزافزون او را دعا گفتند ، اميرزاده محمد جهانگير را كه فرزند وصى - انار الله برهانه - است ، به خانيت قبول كرد و خود بر مسند حكومت و امارت استوا [ 4 ] « 4 » و استقرار گرفت و خورشيد دولت جهانگيرش بر مناكب « 5 » اقطار تافت و خاتم ملك و دولت به نگين تمكين او آرايش از سر گرفت و منابر اسلام به ذكر القاب مبارك و نام ميمون جمال و جلال افزود و قلم عنايت ازلى بر منشور دولت طغراى
« تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ »
« 6 » [ 1 ] كشيد .
چون اين اتفاق [ 5 ] ميسر گشت - و ما الدولة الا الاتفاقات الحسنه « 7 » - لشكرها
هامش
[ 1 ] . م و ل : يمن
[ 2 ] . ت و ل : « و الدنيا » ندارد .
[ 3 ] . ت : روى
[ 4 ] . ت : « استوا » ندارد .
[ 5 ] . ت : انفاس
[ 1 ] قسمتى از آيه 26 سوره 3
( 1 ) صارم : شمشير بران ( منتهى الارب ) .
( 2 ) ملكى الشيم : طبيعتهاى پادشاهى ( معين ) ، فرشتهخو .
( 3 ) معد : آماده و مهيا كرده شده ( نفيسى ) .
( 4 ) استوا : قرار گرفتن ، استقرار ( معين ) .
( 5 ) مناكب : جمع منكب ، دوشها و كتفهاى مردم ( غياث ) .
( 6 ) ملك به هركه مىخواهى مىدهى .
( 7 ) دولت ( بخت ) چيزى جز پيشامدهاى خوب نيست .