استحكامى كه حالا تجديد يافت ، عمارات سلاطين ماضيه عشر عشير « 1 » آن نبوده است .
شعر
درباره شهر هرى صد باره كرد و بيش هم * آنچ از سكندر گفته شد از روى باره ساختن
[ از نعمت عالى شه برجش به اوجى سركشيد * كاندر حضيضش آسمان چون پاسبان سازد وطن
در سور « 2 » او تا نفخ صور ، آرامش و سور و سرور * باشند در امن و امان ، خلق زمانه مرد و زن
زهره ز نيل آسمان اندر محيط خندقش * بينى چو در سيل روان در دانهء بحر عدن
هر پنج بابش در عدد از خاصيت دارند خود * محروس نفس خويش را در ضرب از فانى شدن ] « 3 »
و امير سعيد خواجه [ 1 ] را هم از آن منزل مقرر فرمود كه به جانب طوس و مشهد « 4 » و ابيورد « 5 » و نسا « 6 » و نيشابور و سبزوار رود و قلعه طوس را معمور سازد
هامش
[ 1 ] . م و ل : امير سيد خواجه ( ؟ ) .
( 1 ) عشر عشير : يك جز از صد جزء هر چيزى ( نفيسى ) .
( 2 ) سور : ديوار قلعه و شهر پناه ( غياث ) .
( 3 ) حافظ ابرو در « جغرافيا » مىگويد ابيات فوق از « مولانا علاء الدين بدر » رحمة الله مىباشد ( - ربع خراسان ص 8 ) .
( 4 ) طوس و مشهد : جهت اطلاع در مورد طوس و مشهد ( - به كتاب حافظ ابرو جغرافياى خراسان - ص 84 و نيز بارتولد ، تذكره جغرافياى تاريخى ايران ص 130 و 131 و 132 ) .
( 5 ) ابيورد : به آن باورد هم گفته شده ( بيهقى ص 48 ) ، ياقوت ، معجم البلدان ، ماده باورد ) بنا به نوشته لغتنامه « شايد همان شهرى باشد كه اكنون « محمدآباد » ناميده مىشود در مغرب مرو واقع است و اكنون جزء بلاد روس است » ، در مورد بلوكات ولايت ابيورد ، ( - حافظ ابرو ، جغرافياى خراسان ، ص 100 - 104 ) .
( 6 ) نسا : شهر قديمى خراسان ، ياقوت ، ( معجم البلدان ج 5 ص 282 و حافظ ابرو - جغرافياى خراسان - ص 103 - 104 ) .