فيروز شاه « 1 » را مقرر فرموده فرمان عالى به نفاذ انجاميد [ 1 ] كه قبة الاسلام هرات كه امروز به فر دولت ابد پيوند مستقر سلاطين و مطلع خورشيد ارباب يقين و قبله اخيار و ابرار و كعبهء اشراف و احرار و مركز اهل بر و تقوى و منشأ اصحاب فضل و فتوى و مأمن زهاد و عباد و مسكن اقطاب و اوتاد « 2 » گشته است ، معمور سازند .
شعر
گر كسى پرسد ز تو كز شهرها خوشتر كدام * گر جواب راست خواهى داد ، او را گو : « هرى »
اين جهان چون بحر دان ، در وى خراسان چون صدف * در ميان آن صدف ، شهر هرى چون گوهرى
مرمت باره و فصيل « 3 » و دروب مقاتله « 4 » آن به نوعى استحكام دهند كه زيادت از آن در تصور نگنجد . و چون اين حكم به نفاذ انجاميد و اين اشارت به امرا رسيد ، در مدت اندك بروج آن به اوج سر كشيد و خندقش از حضيض بگذشت و باوجود آنكه چند پادشاه بزرگ در بناى آن سعى نمودهاند چنانچه اين رباعى مخبر اين معنى است :
شعر
گشتاسب نهادست هرى را بنياد * بهمن پس از او بناى ديگر بنهاد
داراب دگر عمارتى از نو كرد * اسكندر روميش همه داد به باد « 5 » [ 2 ]
هامش
[ 1 ] . ت : نفاذ يافت .
[ 2 ] . ت : بداد
( 1 ) امير فيروزشاه ترخان از اقوام گوهرشاد بيگم ( - احسن التواريخ ص 641 ، 681 ، 695 ، 698 ) .
( 2 ) اوتاد : ج وتد به معنى ميخها ( دهخدا ) .
( 3 ) فصيل : ديوار كوچك درون حصار يا درون بارهء بلد ( منتهى الارب ) .
( 4 ) مقاتله : جنگ و پيكار و نبرد و جدال و خونريزى و كشتار ( نفيسى ) .
( 5 ) در جغرافياى حافظ ابرو اين رباعى به اين ترتيب درج شده است :لهراسب ، نهاده است هرى را بنياد * گشتاسب ، در او بناى ديگر بنهاد
بهمن ، پس از او عمارت ديگر كرد * اسكندر روميش ، همه داد به باد( قسمت ربع خراسان ، به كوشش مايل هروى ص 8 و نيز در مطلع ص 8 ) .