و ركاب همايون اعلام نصرت و رايات دولت به دست تأييد افراخته و عساكر منصوره آراسته و ساخته ، در بيست و سيم ذى الحجه سنه ثمان و ثمانمايه بر صوب طوس حركت فرمود . به مرغزار بشرتو « 1 » كه فراش ربيع در فضاى عرصهء آن ديباى هفت رنگ گسترده بود ، مخيم اقبال ساخت و در آن منزل خرم هفتهئى توقف فرمود .
در خلال اين احوال ، امير مضراب بهادر كه در كنار آب مانده بود ، متوجه اردوى همايون گشته به بساط بوس مشرف گشت و چون افواج عساكر منصوره - نصرهم الله تعالى « 2 » - و طبقات جنود در ظلال رايات دولت كه مطلع صبح فيروزى است ، مجتمع شدند ، نوكر امير يوسف خليل كه داروغهء طبس « 3 » بود ، رسيد و مكتوبى كه امير سعيد خواجه پيش اميرزاده اسكندر نبشته [ 1 ] بود بر دست نوكر امير يوسف خواجه بهادر برادر امير سعيد خواجه . مضمون آنكه [ من ] خراسان را از براى شما مستخلص مىگردانم و حالا اينك با اميرزاده بهادر ياغى شدهام .
تا حالا حضرت اميد مصالحت مىداشت و مىفرمودند كه در مدة العمر از ما مكروهى به سعيد خواجه نرسيده است ، شايد كه به نصايح عاقلانه از اين فكر فاسد برگردد . چون اين معنى به ظهور پيوست ، اميد مصالحت منقطع شد . و يادگار - ميان [ 2 ] از قوچينان كه از نوكران نيك بندگى حضرت بود ، با سعيد خواجه بوده از او
هامش
[ 1 ] . م و ل : نوشته .
[ 2 ] . ت : ميان ندارد .
( 1 ) مرغزار بشرتو : بين ولايت زورآباد جام و بادغيس در شمال هرات قرار داشته است . مرغزار بشرتو در مآخذ به صورتهاى مختلفى ثبت شده است . در حبيب السير در وجوه « مشترتو » و « شبرتو » و « مسيرتو » چاپ شده كه هرسه وجه آن اشتباه است ( حبيب السير چاپ دبيرسياقى 3 / 401 ، 3 / 559 و 4 / 145 ) حافظ ابرو در جغرافياى خويش « شرتو » هم ياد مىكند ( نسخه مخطوط ملك ) فصيحى خوافى بشرتو ثبت كرده ( مجمل ص / 168 ) .
( 2 ) خداوند متعال ايشان را يارى مىدهد .
( 3 ) طبس : بنا به نوشتهء حافظ ابرو در جغرافياى خود ( نسخه ملك ) مىنويسد طبس را در كتب عربيت اكثر طبسان مىنويسند ، به صورت تثنيه كه يكى از آن مراد « مسينا » است و از يكى طبس گيلكى . ( ص 342 ) طبس در ولايت قهستان بوده است ( ص 341 همان ) .