امن و امان ماندند و در كنف رعايت و احسان حضرت صاحب قرانى از چنگال نوايب روزگار « [ 1 ] » خلاص يافتند دربارهء او احسان فرموده او را معزّز « [ 2 ] » و مكرّم بازگردانيد چنان كه « [ 3 ] » محسود اقران خود گشت .
ذكر وفات ايلدرم بايزيد پادشاه ممالك روم
در خلال اين احوال امير « [ 4 ] » ايلدرم بايزيد را با آنكه مرضى مزمن بود اعراض نفسانى با آن ضمّ شده آن مرض ازدياد پذيرفت و بهعلت ضيق النّفس و خناق مؤدّى شد . حضرت صاحب قرانى مراسم شفقت به تقديم رسانيده به ملازمت اطبّاى نامدار امر فرمود و به مداومت بر شربتهاى خوشگوار و غذاهاى سازگار مبالغت كرد و در خاطر عاطر و ضمير منير آن بود كه چون از قضاياى مملكت روم فراغى كلّى حاصل شود او را معزّز « [ 5 ] » و موقّر داشته به مقام خود بازگرداند تا عالميان عفو شامل و مرحمت كامل آن حضرت را بشناسند و دانند كه حضرت صاحب قرانى مملكتها به سر « [ 6 ] » شمشير آبدار مىگيرد و باز به سر اشارت تازيانهئى اقتدار مىبخشد . امّا :
شعر « [ 7 ] »
من سعى همىكنم قضا مىگويد * بيرون ز كفايت تو كارى دگرست
تدبير با تقدير بازنخواند و اجل مقدّر گريبانگير گشته ، بيمارى مستولى شد و عرض مرض غالب گشت و قوّت ساقط شده ، انفاس معدوده سپرى شد و روزگار مهلت به انجام رسيد متقاضى وديعت حيات به استرداد مواهب خويش برخاسته منشور
« لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ
« [ * ] » » « 1 » برخواند و محاسب
« أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً
« [ * * ] » » « 2 » محاسبه عمرش را به فذلك انتها رسانيد .
بيت
اگر صد بمانى و گر صدهزار * به مرگ اندر آيد سرانجام كار
هامش
( [ 1 ] ) - ل : روز .
( [ 2 ] ) - ت : معز .
( [ 3 ] ) - ت : چنانچه .
( [ 4 ] ) - ت : ندارد .
( [ 5 ] ) - ت : مقرّب .
( [ 6 ] ) - ل : ندارد .
( [ 7 ] ) - ت : بيت .
( [ * ] ) قسمتى از آيه 38 ، سوره 13 .
( [ * * ] ) قسمتى از آيه 28 ، سوره 72 .
( 1 ) ( - - -
( 2 ) همهچيز را به عدد شمار كرده است .