ترتيب معنى آن را قايم مقام حلّه الفاظ داشت و در عبارت از اغلاق ( 1 ) « 1 » و ابهام كه موجب نفرت طباع و انقباض خواطر است و از اطناب و اسهاب « 2 » در اوصاف كه منتج سآمت و مورث ملالت و منسى « 3 » غرض است احتراز و اجتناب واجب ديد ( 2 ) « 4 » و چون در اثناى فصول و ابواب به تردّد ذكر شريف حضرات احتياج مىافتد . اگر هر نوبت خامه به بيان القاب همايون استسعاد يابد به تطويل و اطناب سرايت كند ، وضع آن است كه محلّ ذكر امير بزرگ مرحوم مغفور - انار اللّه برهانه - را حضرت صاحب قرانى نويسد و محلّ ذكر شريف حضرت سلطانى شاهرخى - خلّد اللّه تعالى ملكه و خلافته - را حضرت سلطنت شعارى تا از اين امتياز ، حجاب ابهام از پيش خواننده مرتفع شود و شبهه ابهام از حوالى ضمير متدبّر برخيزد و چون به مباركى قوافل [ 1 - ب ] اقبال به سواحل نجاح رسيد و چمن آرزو از فيض اسعاف شاداب گشت ، چهرهء اين محبوب مرغوب از شكن زلف غيب ظاهر شد و حجب و استار از پيش طلعت خورشيد انوار اين خلاصه و نقاوت ( 3 ) « 5 » تواريخ برداشته آمد عقود تركيب شبه مثال را به لآلى القاب همايون مرصّع گردانيد و سلك اين كلام طلبا للنّظام به جواهر ذكر شريف مصون ساخت و اين ربع را زبدة التواريخ بايسنغرى نام نهاد .
وثوق غالب آن است و اعتماد راجح ، كه چون اين ديباچه به ذكر مناقب شاهانه مطرّز گشت و از فرّ القاب همايون زينتى نو و رتبتى تازه يافت تاروپود اين دواج در بازار قبول رواج يابد و رخسارهء اين ابكار ( 4 ) افكار از خدشهء انكار صافى ماند و طراوت و جدتش به اختلاف جديدين و اتّفاق فرقدين « 6 » باطل نگردد و مؤلّف را به تبعيّت ، ذكر خير و نام باقى بر روى روزگار يادگار ماند . چه اين كمينه را غرض از عرض اين خدمت نه اظهار فضل خويش است و نه توقّع احسان و تحسين از توانگر و درويش ، مقصود
هامش
( 1 ) - م و ل : اغلاط .
( 2 ) - م . از « و در عبارت . . . » تا اينجا ندارد .
( 3 ) - م : نقاوه .
( 4 ) - ت : ندارد .
( 1 ) اغلاق : با اصطلاح دشوار كردن حصول مدعا ( غياث ) .
( 2 ) اسهاب : بسيار گفتن ، بسيارگويى ( غياث ) .
( 3 ) منسى : فراموشكننده ( دهخدا ) .
( 4 ) تاريخنويسى در دورهء تيموريان مشحون از اطناب در القاب و عناوين است كه در اين كتاب هم به وضوح ديده مىشود .
( 5 ) نقاوت : برگزيده ( منتهى الارب ) .
( 6 ) فرقد : فرقدان / فرقدين : دو ستاره نزديك قطب كه بدان راه شناسند ( لغتنامه ) .