عرشست نشيمن تو شرمت نايد * كائىّ و مقيم خطهء خاك شوى
( 290 )
محبت به پيوند چون شد قوى * شود تازه شاخ اميد از نوى
( 309 )
كه گيتى مبادا ز گردان تهى * كز ايشان بلند است تاج مهى
( 381 )
اين حديثم چه خوش آمد كه سحرگه مىگفت * بر در ميكدهاى با دف و نى ترسايى
( 464 )