بسيار ضعيف مىبينم . مقارن وقت سركار عمارت مقبرهء خان از مشهد مقدسهء رضويه وارد گشته در خدمت شرح اتمام عمارت مزبور و چگونگى آن مىنمود .
خان پرسيد كه ديگر چه مىبايد گفت . وجود شريف شما . « 1 » حاضران ارادهء شتم و زجر آن نمودند . خان گفت او را معذور داريد كه از غيب بر زبانش جريان دادهاند و خان در همان چند روز ، بعد از بيست و سه سال ايالت كوهگيلويه به عالم بقا پيوست . [ 179 الف ] حسب الامر الاعلى نعش وى را به مشهد مقدس بردند .
ذكر تفويض ايالت فارس و كوهگيلويه و خوزستان به امامقلى خان
چون اللّه ويردى خان به عالم جاويد خراميد به تاريخ سنهء ست و عشرين و الف ايالت و بيگلربيگىگرى كوهگيلويه و خوزستان و فارس به دستورى كه با والد ماجدش بود به امامقلى خان شفقت شد و خان مزبور به حليهء شجاعت و سخاوت و فرط اصابت رأى و شهامت آراسته بود و در هژده سال ايام ايالت و اقتدار خود همه اوقات از حضرت اعلى مصدر عواطف گوناگون مىگرديد . وى را فتوحات گرانمايه روى داد كه احدى از بيگلربيگيان عظيم الشأن را مثل آن مخطور ضمير نگشته .
يكى از آن جمله تسخير قلعهء مبارك محسنيّهء حويزه است كه قبل از آن در حوزهء تصرّف ولات بود و بعد از فتح قلعهء مزبور ايالت عربستان را به اسم سيّد محمد خان نوادهء سيّد مبارك استدعا نموده ، حكم همايون عزّ صدور يافت و صبيّهء جليلهء خود را نيز به عقد زوجيت سيّد محمد خان آورد .
فتح دويم انتزاع قلعهء دورق است از تصرّف مشايخ اعراب بنى تميم . سيوم فتح قلعهء جرون است كه اليوم به بندر مباركهء عباسيه مشهور است ، با ديگر قلاع سبعهء هرموز .
و در اواخر حال ارادهء تسخير بصره و جزاير را وجههء همت ساخته بعد از استحصال رخصت ، لشكر عظيم و توپخانهء مستعد برداشته روانهء الكاى بصره
هامش
( 1 ) . جمله ناتمام است .