تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
اقدام كنند و قلندر سلطان از اصفهان به مالمير رفت . عالى جاه زينل خان نيز با امرا و نوّابين و عساكر به مالمير [ و ] جوانكى و بندانى گرمسير رفته كس به طلب ريش سفيدان و سرخيلان ايل بختيارى فرستادند . ايشان به هيأت اجتماعى نزد قلندر سلطان و زينل خان آمده اظهار نمودند كه عموم ما بندگان را از لوازم اطاعت و نيكوبندگى درگاه و الا گريز نيست ، ليكن بنا بر فرط بدسلوكى اقوام خليل خان لا علاج شده ارتكاب اين بىادبى نموده‌ايم . قلندر سلطان اراده داشت كه ريش سفيدان را « دو شاخه » « 1 » نموده به درگاه گيتى پناه برد . زينل خان گفت هرگاه ايشان به طوع و رغبت حاضر شده‌اند گشاده بردن ايشان اولى است . آن‌گاه ايشان را به درگاه معلى برده با خليل خان صلح دادند .

تفويض ايالت محال مزبور به سياوش خان بعد از ارتحال خاقان رضوان مكان

مبادى جلوس خاقان خلد آشيان صاحبقرانى - انار اللّه برهانه - در سنهء اثنى و خمسين و الف فى ما بين مغفرت پناه خادم الفقرا و مخدوم الامرا ميرزا محمد تقى اعتماد الدولهء سابق مشهور به ساروتقى و جانى خان قورچى باشى سابق منازعه به مقاتله انجاميد و جانى خان به معاضدت نقدى خان كه قبل ازين واقعه از حبس رميده [ و ] نجات يافته در درگاه جهان پناه بود و برخى از امرا ميرزا محمد تقى اعتماد الدوله را به قتل رسانيد و از موقف سياست قهرمان جلال حكم جهان مطاع به قتل و اخذ نقدى خان [ 180 ب ] و جانى خان و ساير امراى بىادب به نفاذ پيوست . لاجرم ايشان مقتول و زينل خان محبوس گرديدند و حسب الحكم شاه صاحبقران زمام ايالت و بيگلر بيگى گرى كوه‌گيلويه به كفّ كفايت و اقتدار مرحوم مغفور سياوش خان قوللر آقاسى سابق مقرر گشت و خان مزبور مادام الحيات به نحوى ايالت نمود كه همگى سپاهى و رعايا در مهاد امن و امان به شكر واهب العطايا قيام داشتند .
هامش
( 1 ) . نوعى قيد و اسارت .