8 - مسعود بن محمد هيجده سال و نيم ،
9 - ملكشاه بن محمود چهار ماه و نيم ،
10 - طغرل بن محمد سه سال و دو ماه ،
11 - محمد بن محمود هفت سال ،
12 - سليمان شاه بن محمد ملكشاه سه سال ،
13 - ارسلان بن طغرل يازده سال و هشت ماه و نيم ،
14 - طغرل بن ارسلان هيجده سال و دو ماه و نيم .
طبقهء دويم به روم چهارده نفراند . مدت ملكشان از سنهء ثمانين و اربع مائه تا سنهء سبع مائه دويست و بيست سال .
طبقهء سيم به دار الامان كرمان يازده نفراند . مدت ملكشان از سنهء ثلاث [ و ] ثلثين و اربع مائه تا سنهء ثلاث و ثمانين [ و ] خمس مائه صد و پنجاه سال .
چون مؤلف را در ذكر آنها غرضى نيست شروع در بيان حالات طبقهء اولى مىرود و نسب سركردهء ايشان دقاق كه تمرياليغ « 1 » مىگفتند - يعنى سخت كمان - به سى و سه ظهر به افراسياب بن پشنگ مىرسد .
صاحب تاريخ ملكنامه آورده است كه دقاق به وفور شهامت و فرط كياست مشهور بود . قضا را ملك خزر كه يبغو نام داشت اراده نمود كه بزرگان ترك را بىجريمه آسيب رساند . دقاق وى را ممانعت مىنمود . يبغو شمشيرى بر وى حواله كرد . دقاق عمودى بر سر يبغو زد كه خون « 2 » بر رخسارش فرو ريخت و غوغا بلند شد . امراى يبغو بر وى حمله نمودند . گفت اى تركان ، ملك را مىگويم كه بىجريمه با تركان در صدد مؤاخذه مباش ، با من چنين مىكند . چون امراى ترك چنان ديدند از يبغو عذر تقصير دقاق را بخواستند و اين معنى موجب ترفع شأن دقاق گشت .
در آن اوان دقاق را پسرى آمد سلجوق نام كردند . چون سلجوق به سن تمييز
هامش
( 1 ) . اصل : باليغ .
( 2 ) . اصل : چون .