تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
و اتباع و اشياع او را بكشت و گوشهاى قيصر ببريد و مهارش در بينى كشيد ، و اضعاف آن كه قيصر با ايران كرده بود مكافات كرد و باز به فارس آمد ، و قيصر در حبس بمرد . و از آثار او شهر مداين و ايوان و فيروز شاپور و عكه و طيسوان از حدود بغداد و شادروان تستر و نيشابور خراسان است . و چون عمر او به هفتاد و اند رسيد دو پسر داشت : شاپور و بهرام ، هر دو طفل بودند ، برادر را ولى عهد گردانيد به شرط آنكه چون شاپور بالغ شود پادشاهى به دو دهد . و مدت پادشاهى او هفتاد و پنج سال بود .

اردشير بن هرمز -

به حكم وصايت قايم‌مقام برادر شد و لشكر و رعيت را استمالت كرد . چون در ملك متمكن شد ، روى به برانداختن كسان برادر نهاد و در محو آثار شاپور كوشيدن گرفت و تنى چند را بكشت . ديگران بترسيدند و جمعيت كردند و پادشاهى به شاپور دادند . و مدت پادشاهى او ده سال بود .

شاپور بن شاپور -

چون پادشاه شد كار را ضبط كرد و خللها از ملك دور گردانيد و امور دولت را انتظام داد و عم را به طاعت خود آورد ، اما در آخر نيت بد كرد و ظلم آغاز نهاد . خداى تعالى او را زمان نداد ، در شكارگاه شب خفته بود ، بادى عظيم برخاست و چوب بارگاه بر سر او افتاد و هلاك شد ، و مدت پادشاهى او پنج سال و چهار ماه بود .

بهرام بن شاپور -

[ 25 - پ ] قايم‌مقام برادر شد و آثار پسنديده و اعمال خوب پيش گرفت و شهر كرمان بنا كرد . بعد از آن سيرت عدل بگذاشت و ظلم آغاز كرد ، رعيت آن را تحمل نكردند و در غوغا هلاك شد ، و پادشاهى به پسرش دادند . و مدت ملك او دوازده سال بود .

يزدجرد بن بهرام -

پادشاه ظالم بود از پدر بدتر ، و از سيرتهاى بد وى آن بود كه شفاعت كس نشنيدى و به تظلم هيچ مظلوم گوش نكردى . بعد از هشت سال پسرش در وجود آمد ، بهرام نام نهاد و به نعمان بن منذر پادشاه عرب سپرد كه در شهر حيره بود نزديك كوفه ، و بهرام آنجا بزرگ شد و يزدجرد را بر كنار چشمهء سبز به طوس اسبى لگد زد و بكشت . و مدت پادشاهى او بيست و يك سال بود .