بيت
اى پادشاه دولت تو برقرار باد * دايم سر حسود تو در پاى دار باد
از تيغ بىقرار تو عالم قرار يافت * تا روز حشر سلطنتت برقرار باد
در هر ديار خنجر تو كامران شداست * بر هر مراد دولت تو كامگار باد
آب و هواى ملك تو ما را بساختست * با تو هواى ملك ابد سازگار باد
بختت رهى و چرخ مطيع و ظفر قرين * اختر ترا مساعد و جبار يار باد
چون عواطف او شهپر رحمت بر اكناف متظلمان كشيد و الطاف او درهاى رأفت و نعمت بر مظلومان گشاد ، روزنامهء شاهى به تاريخ اين پادشاهى مورخ گشت و جريدهء انصاف به خامهء عدل اين دولت مزين شد . حق سبحانه و تعالى [ 204 - پ ] ذات شريف و عنصر لطيف او را بر سر كافهء [ اهل ] اسلام سالهاى نامتناهى در دولت و كامرانى و معدلت و جهانبانى پاينده و مستدام داراد بمحمد و آله ،
شعر
تخت و دولت هميشه جاى تو باد * بخت و اقبال رهنماى تو باد
هر سعادت كه در جهان باقى است * دايما آن همه براى تو باد
عون حق هر كجا كه حضرت تست * پاسبان در سراى تو باد
هرچه خواهى ز كردگار جهان * حاصل آن جمله بر رضاى تو باد
ظفر و عز و دولت و اقبال * دايم از فضل پيشواى تو باد
بهتر از عمر نعمتى چون نيست * تا فناى جهان بقاى تو باد
خاتمة الكتاب
به سال هفصد و هفده ز شوال * شد اين دفتر تمام از قيل و از قال « 1 »
ز تاريخ ملوك و پادشاهان * ز حال نيكوان و نيكخواهان
ز آدم تا به عهد شاهزاده * يكايك شرح هر قومى بداده
كه هر يك چون ازيشان آمد و رفت * اگر كوچك بد آن شخص و گر . .
هامش
( 1 ) - پ : به سال يز و ذ شوال بپايان آمد اين گفتار و اقوال .