تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
و چون ظاهر نماند ، پسرش ابو تميم معد هفت ساله بود ، [ او را ] قايم‌مقام كردند و مستنصر لقب نهادند و او به كثرت جنون و قلت عقل معروف بود . شصت سال خلافت كرد . و او را دو پسر بود : يكى را نام ابو منصور نزار ، او را ولى العهد كرد و لقب المصطفى لدين اللّه داد . بعد از آن خلع كرد و پسر ديگر ابو القاسم احمد را ولى العهد گردانيد ، لقب او المستعلى باللّه . و بعد از مستنصر ايمه و اعيان دو گروه شدند و قومى به امارت نزار گفتند كه اعتبار نص اول است ، و اسماعيليان شام و عراق و قومس ازيشانند و به نزاريه معروف‌اند ، و جماعتى ديگر به امامت مستعلى ثابت كردند و آنها اسماعيليان مصر و آن دياراند و ايشان [ را ] مستعليان گويند . و حسن صباح - در ايام مستنصر دعوت كرد در ولايت ديلم . و طايفهء نزاريان را از آن سبب اسم الحاد بر ايشان اطلاق افتاد كه ايشان در دعوت حسن صباح رفع شرايع محمد كردند و محرمات را مباح داشتند ، قوله تعالى : « و من لم يحكم بما انزل اللّه فأولئك هم الظالمون » . اما طايفهء مستعليان از ظاهر شرع تمرد نكردند و تتبع سير اجداد نمودند . اجناد و اهالى مصر متابعت مستعلى كردند و او را به خلافت نشاندند . نزار با دو پسر خويش از مستعلى بگريخت و به اسكندريه رفت . مستعلى لشكر فرستاد تا او را با دو پسر گرفته « 1 » به مصر آوردند و در حبس قاهره [ 50 - پ ] وفات يافتند . و طايفهء نزاريه گويند يكى [ كه ] اسم امامت داشت بر حسب مذهب ايشان در اسكندريه بازماند و كسى برو دست نيافت و اكنون انتما و انتساب سرور اسماعيليان الموتى بدوست . و مستعلى در سنهء اربع عشر و خمسمائه ( 514 ) نماند و پسرش ابو على منصور قايم‌مقام شد و در ذوالقعدهء سنهء اربع و عشرين جماعتى از نزاريان او را هلاك كردند و او پسر نداشت . پسر عم خود ابو الميمون عبد المجيد بن محمد را ولى العهد كرده بود ، قايم‌مقام او شد و او را الحافظ لدين اللّه لقب كردند . بيست سال خلافت كرد . بعد از او ابو منصور [ اسماعيل ] قايم‌مقام شد و او را الظاهر لدين اللّه لقب
هامش
( 1 ) - با : گرفتند .