تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
تعالى خواست كه صفت محمد مصطفى صلى اللّه عليه و آله بگويد و بزرگى اصل پاك وى پديد كند ، فرمود جبرئيل را عليه السلام تا يك قبضه خاك سفيد از نور زمين بيارد . از آنجا كه گور پيغمبر است بياورد و آن را به آب بهشت بسرشت و در جميع عالم بگردانيد تا ملايكه فضل محمد بشناختند و بدانستند او را پس از آدم . پس آن را در خلقت آدم تركيب كرد و چون در آدم روح آفريد [ آدم ] در پيشانى خود چيزى سفيد ديد چون مورچهء خرد . گفت اين چيست ؟ حق تعالى گفت : اين نور سفيد فرزندان تست ، در پيشانى آدم مىدرخشيد چون آفتاب ، و ازو به حوا منتقل شد و ازو به شيث . چون شيث بالغ شد ، حق تعالى آدم را فرمود تا عهدى گيرد بر شيث ، و جبرئيل را با هفتاد هزار فرشته فرستاد با حريرى سفيد و قلمى از بهشت ، تا عهدى نوشتند به نورى از نورهاى بهشت و در تابوتى نهادند از يك دانهء در و دو گوشه بر وى از زمرد و به زنجيرهاى زر بسته ، و به شيث سپردند و ازو آن نور با تابوت منتقل مىشد تا به ابراهيم عليه السلام رسيد . چون ابراهيم را وفات نزديك شد ، پسران را جمع كرد و آن تابوت بخواست و آن آن است كه حق تعالى مىفرمايد : « ان آية ملكه ان يأتيكم التابوت فيه سكينة من ربكم و بقية مما ترك آل موسى و آل هرون » « 1 » و آن را بگشاد و گفت بنگريد . در آن تابوت خانه‌ها ديدند به عدد پيغمبران ، و همهء پيغمبران را ديدند از پشت اسحق تا به محمد رسيدند كه از پشت اسماعيل بود . پس ابراهيم گفت : [ 35 - ر ] بخ بخ يا اسمعيل ، گوارنده باد ترا ، و من عهد و ميثاق بر تو گيرم در نگاه داشت اين تابوت . و اسمعيل بر آن عهد بود تا آن وقت كه دختر حارث را بخواست و قيدار در وجود آمد و نور به وى منتقل شد . اسمعيل وى را بر آن وصيت كرد و تابوت به وى سپرد ، و قيدار را چنان ظن بود كه مطهرات او فرزندان اسحاق‌اند . از ايشان هشت زن بخواست و دويست سال با ايشان بود . از ايشان هيچ فرزند نشد تا روزى
هامش
( 1 ) - يعنى همانا نشانهء فرمانروايى او آن است كه تابوتى ( قوطيى ) به سوى شما آيد كه در آن از خداوند آرامشى براى شماست و نيز بقيه‌اى از آنچه آل موسى و آل هرون باقى گذاشتند ( قرآن ، سورهء 2 « بقره » آيهء 248 ) .
تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 77 | جعفر شعار / داود بن محمد بناكتى ( فخر البناكتى )