عبد الرزاق پس از فراغ از تحصيل علم و ادب وارد عرصهء زندگانى گرديده و راهى را كه قبلا پدرش براى ارتقاء بمدارج عاليه دنيائى براى خود انتخاب نموده بود او نيز اختيار كرد ، بدين معنى كه در سال 841 ه در سن 25 سالگى در ادبيات كتاب مختصرى تأليف كرده ، و ديباچهء آن را بنام شاهرخ مصدر و مزين نموده ، و بوسيله آنكتاب مقام فضل و ادب و دانش خود را به پيشگاه سلطان شاهرخ شناسانده ، و بدربار آن پادشاه پيوست ، و ملازمت او را اختيار نمود ، و تا سال 850 ه كه شاهرخ در رى وفات يافت يعنى مدت نه سال تمام از ندما و مقربين و ملازمان آن درگاه بوده است .
و در سال 843 ه يعنى دو سال بعد از اختيار ملازمت شاهرخ ميرزا جمعى از رقباء عبد الرزاق او را به نقص علم و دانش و عدم تكميل تحصيلات متهم ساخته ، و بعرض شاهرخ ميرزا رسانيدند كه : او با اينكه مردى دانشمند و عالمزاده است معذلك تحصيلات خود را تكميل ناكرده ملازمت دربار شاهى را اختيار كرده است ، شاهرخ ميرزا بىدرنگ فرمان داد هيئتى از علما و دانشمندان هرات عبد الرزاق و چند تن ديگر از مدرسان رسمى هرات را در محضر شاهزادگان ، و وجوه اعيان ، و رجال ، مهتران و صدور خراسان و شهر هرات امتحان نمايند .
اما : « يكى از ارباب عمايم كه بحليهء انصاف اتصاف داشت بموقف عرض رسانيد كه عبد الرزاق بر جمعى از مدرسان فايق است ، خاقان سعيد استفسار اسامى آن جمع فرمود و مولانا از آن جمله مولاناى اعظم حاجى محمد فراهى را نام برد . . . فرمان همايون صادر شد كه علماى اسلام بر درگاه جمع آمده و عبد الرزاق و حاجى محمد فراهى را امتحان فرمايند » .
« و فرمان اعلى نفاذ يافت كه علماى كبار كتابى اختيار كنند و فقير و مولانا حاجى محمد فراهى را امتحان فرمايند ، و علما ميان كشاف و هدايه مخير ساختند ، و عاقبت بر هدايه قرار دادند ، و از اول هدايه كتاب طهارت
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 408
مساهمون: سيد محمد كاظم امام
ص٤٠٨