شكر الهى به جا آورده ايلچيان را خشنود بازگردانيد ، و ملك « 1 » ركن الدين سالها بسبب آن يرليغ حكومت آن ديار كرد ، و باقى ملوك كرت را سند شد ، و اعقاب چنگيزخان به حكم آنكه پيش شاهان حرمتى دارد نشانهاى قديم او را امضاء ميكردند ، و بعد از چنگيزخان چون قاآن « 2 » پادشاه شد و بر تخت خانى نشست « طاهر بهادر » و « قرانويين » را بايالت مملكت غزنين فرستاد ، ملك « 3 » ركن الدين در موافقت ايشان كوششهاى مردانه « 4 » كرد ، و پسر خود ملك شمس الدين را با خود پيش ايشان مىبرد ، و او « 5 » آثار حميده و خدمات پسنديده ظاهر ميكرد ، « 6 » [ تا همه را دل مايل ملك شمس الدين شد ] ، و او « 7 » بعد از پدر خود مقام عالى و مرتبهء بلند يافت ، و ذكر او در محل خود گفته « 8 » خواهد شد .
و غزنين : « 9 » در ايام سابق « 10 » بس شهرى عظيم و مملكتى وسيع و عريض بوده ، وسعت مداخل و مضافات بسيار دارد ، و تختگاه سلطان « 11 » محمود سبكتكين بوده و بارو و شهربند وى را بخشت پخته برآورده بودهاند « 12 » ، و غزنين ثغريست در ميان
هامش
( 1 ) - مج : و ملك ركن الدين سالها .
مك : و ملك سالها .
( 2 ) - مج : قاآن پادشاه شد و بر تخت .
مك : قاآن بر تخت .
( 3 ) - مج : ملك ركن الدين در موافقت .
مك : ملك در موافقت .
( 4 ) - مج : كوششهاى مردانه كرد . مك : كوششها كرد .
( 5 ) - مج : و او آثار حميده و خدمات . مك : و او خدمات .
( 6 ) - عبارت : [ تا همه را دل مايل ملك شمس الدين شد ] از زيادات مج است .
( 7 ) - مج : و او بعد از پدر . مك : و بعد از پدر .
( 8 ) - مج : گفته خواهد شد . مك : گفته شد .
( 9 ) - « غزنه بفتح اوله و سكون ثانيه ثم نون ، هكذا يتلفظ بها العامه و الصحيح عند العلماء غزنين و يقال لمجموع بلادها زابلستان و هى مدينة عظيمة و ولاية واسعة من ارض خراسان و هى الحدبين خراسان و الهند » معجم البلدان - ج / 3 / ص 798 .
( 10 ) - مج : سابق بس شهرى . مك : سابق شهرى .
( 11 ) - مج : سلطان محمود سبكتكين . مك : سلطان سبكتكين .
( 12 ) - مك . مد : بودهاند . مج : بوده .