ملاقات و مقالات بحسن تدبير روابط مظاهرت و مصاهرت بين الطرفين مستحكم گردانيم ، و دخترى از بنات خاقان در حبالهء عقد خلف خليفه آوريم ، و مستورهء از مخدرات پردهء خلافت و امامت بزوجيت پسر ايلخان منعقد سازيم و بدين اسباب مواد ملك و دولت بين الجانبين سمت مشاركت گيرد ، و امور سلطنت و خلافت بروابط عزت امامت انتظام پذيرد و در ميانه خون و مال و اهل و عيال چندين هزار مسلمانان سالم ماند . چون ظاهر اين كلمات به لباس مصلحت وقت آراسته نمود ، و بسبب تراكم وهم و هراس امتياز نيك و بد و افتراق صلاح و فساد از خليفه برخاسته و نيك بدحال ، و سخت سست مزاج . و قوى ضعيف راى ، و بسيار كم فراست و پر تهى مغز گشته ] ، فى الحال اين قضيه را بىتصور ندامت مآل تصديق فرمود ( « 1 » و روز ديگر چون افراسياب شرقى انتساب آفتاب تيغ ظفر تاب از نيام ظلام بركشيد بميدان خراميد و سپاه بىشمار كواكب را كه از اول شام تا آخر « 2 » بام فيروزه حصار چرخ دوار مركز اعلام شوكت احتشام ايشان بود بروز بغايت « 3 » رسانيد و « 4 » ) ، روز يكشنبه چهارم صفر سنه خمس و خمسين و ستمايه ، خليفه خيال خام بسر با دو پسر « 5 » ابو بكر و عبد الرحمن و جمعى فراوان از علويان و دانشمندان و مقربان و اكابر بغداد و اعيان اجناد و مخصوصان خدم و معتبران حشم سوار شده بجانب جناب ايلخان روان گشت « 6 » و زبان روزگار مطابق « 7 » مقتضى حال ميخواند :
باز آمدنت نيست چو رفتى رفتى ،
هامش
( 1 ) - عبارت : ( روز ديگر چون افراسياب شرقى . . . بروز بغايت رسانيد ) از زيادات مك مىباشد و در مد . و س و مج ندارد .
( 2 ) - بام : بامداد .
( 3 ) - در اصل : « بروز بقاست » .
( 4 ) - تا اينجا از زيادات مك است .
( 5 ) - مج : با دو پسر ابو بكر و عبد الرحمن و جمعى فراوان از علويان و دانشمندان و مقربان و اكابر .
مك : با دو پسر و جمع فراوان از علويان و اكابر .
( 6 ) - مج : روان گشت و زبان . مك . مد : روان و زبان .
( 7 ) - مج : مطابق مقتضى حال ميخواند .
مك . مد : مطابق كار ميخواند .