امر وصيت قدرت و بسطت اموال و كثرت شوكت مواكب حضرت خلافت به حمد الله در عرصهء بساط غبراء شايع است ، هرسال چندين مال جهت مواجب لشكر و مصالح ديگر از خزاين صرف كردن موافق راى متين و مطابق مقتضاى عقل مصلحتبين نمينمايد ] « 1 » اگر فرمان « 2 » امير المومنين باشد هريك از اعيان سپاه بشغل و مهمى به طرفى نامزد گردد كه علوفهء او و اصل گردد و خزانهء عامره را توفيرى حاصل آيد ، خليفه غافل از آنكه :
« 3 » خسرو :
هركه چون كاغذ و قلم باشد * دو زبان و دو روى گاه سخن
همچو كاغذ سياه كن رويش * چون قلم گردنش بتيغ بزن
« 4 » اين مصلحت را كه خلاف صواب بود بر راى وزير پرتزوير تفويض فرمود ، و خود باستماع الحان و اجتماع خوبان « 5 » [ و ارتكاب ملاهى كه آفتى در ملك و پادشاهى از آن زيانكارتر نيست ] مشغول شد ، و از ساز و برگ و نواء مجلس عشرت براست كردن اسباب دفع مخالف نپرداخت ، و ابن علقمى « 6 » [ در پريشانى جمع متجنده سعى بليغ نمود ] پيش از آنكه خبر توجه عساكر بيگانه به گوش خليفه رسد وجوه و اعيان بلكه آحاد و افراد لشگر را متفرق ساخت « 7 » [ و ظاهرست كه افتراق شمل و پريشانى جمع زودتر از التيام و اجتماع ميسر مىشود ، پس بميعاد مقرر و زمان معهود ] چون اردوى ايلخانى در حركت آمد گوئى زلزال در جبال شامخات و جنبش در تلال
هامش
( 1 ) - تا اينجا از زيادات مج است .
( 2 ) - مج : فرمان امير المومنين باشد . مك . مد : فرمان باشد .
( 3 ) - مك : خسرو . مج . مد : ندارد .
( 4 ) - عبارت : [ اين مصلحت را كه خلاف صواب بود ] از زيادات مج است .
( 5 ) - عبارت : [ و ارتكاب ملاهى كه آفتى در ملك و پادشاهى از آن زيانكارتر نيست ] از زيادات مج مىباشد .
( 6 ) - عبارت : [ در پريشانى جمع متجنده سعى بليغ نمود ] از زيادات مج مىباشد .
( 7 ) - عبارت : [ و ظاهرست كه افتراق شمل و پريشانى . . . و زمان معهود ] از زيادات مج است .