از بعضى محاسن خصايل و مكارم « 1 » شمايل اين سلطان خسرونشان . يا استقراء « كتاب منصورنامه » كه مبنى است بر صادرات احوال و نادرات افعال « 2 » اين پادشاه سليمان مكان فايز گردند هرآينه از راه انصاف درآمده و انحراف از طريق اعتساف لازم خواهند داشت .
لمولفه عفى عنه :
برد آب خضر خجلت از رشحهء كلك من * در حسن خصال او چون خامه همى رانم
صدق است مقال من در وصف كمال او * افسانه نميگويم يا قصه نميخوانم « 3 »
حضرت كردگار بيچون ذات ميمون و عنصر همايونش را كه سبب امن و امان « 4 » اهل ايمان و واسطه رفاهيت عالم و عالميان است « 5 » از آفات و مخافات گردون دون و حوادث و نوايب روزگار بوقلمون هميشه محفوظ و مامون داراد .
للاسدى رح « 6 » :
بهر جانب كه رو آرد بتقدير * ركابش باد چون دوران جهانگير
شهنشاهى و عمرش جاودان باد * تنش آسوده و دل شادمان باد
لوايش بر همه آفاق منصور * سپاهش قاهر و اعداش مقهور
سرش زير كلاه خسروى باد * بخسروزادگان پشتش قوى باد « 7 »
هامش
( 1 ) - مك : خصايل و مكارم شمايل اين سلطان خسرونشان . مج : خصايل شمايل اين سلطان نشان .
( 2 ) - مك : بر صادرات احوال پادشاه . مج : بر صادرات احوال و نادرات افعال اين پادشاه .
( 3 ) - عبارت : [ لمؤلفه عفى عنه . برد آب خضر . . . يا قصه نميخوانم ] از زيادات نسخه مك است و در مج تماما محذوف است و جمله دعائيه ، « عفى عنه » قطعا از اضافات نساخ است .
( 4 ) - مك كه سبب امان اهل .
( 5 ) - مك : و عالميان از آفات .
( 6 ) - در مك رمز رح ندارد .
( 7 ) - اين اشعار در « گرشاسبنامه » اسدى به نظر نرسيد .