نيست خدائى بجز آن بىنياز * كوست خداوند خداوند ساز
سكه حكمش ز تغيّر برون * عرصه ملكش ز تصوّر برون
از دو رقم هفت و چهار آفرين * يك رقمش راست هزار آفرين
صانعى كه از رشحات چشمه ميم محمّد مواضع مزارع دو گيتى را آبادان ساخته و از باقى نامش لواى احمد بر فراز معراج نه پايه گردون كه قرارگاه اجسام پاك و نشيمن اجرام تابناك است برافراشت .
و له ايضا « 1 » :
احمد مرسل كه نوشته قلم * حمد بنام وى و حم « 1 » هم
كيسو و رو نور و دخانست وى * ابروى او بامر نون و القلم « 2 »
الف احمد نيزه خطن قلم است كه نىسان از رشحات « 3 » باران نيسان حكمت بر كنار درياى رحمت سر برآورده « 4 » ، يا نخل امنيتى است چون لواى نور بر سر حم دخان سايه گسترده .
و له ايضا نور مرقده « 5 » :
آنكه همه لوح كن يك خط فرمان اوست * سوره نور و دخان شمع شبستان اوست
فرماندهى كه هيچ جاندارى بىجايزه « 6 » امر نافذ او از صحراى عدم قدم
هامش
( 1 ) - مك جمله : « و له ايضا » را ندارد .
( 2 ) - اين دو بيت از جمله قطعه ايست در مدح پيامبر از كتاب مطلع الانوار از خمسه امير خسرو دهلوى مطلع آن اين است :احمد مرسل كه نوشته قلم * حمد بنام وى حم هم
نه فلك از نام محمد مقيم * هردو جهان در حد نامش دو ميم
گوى زمين برده بچوگان خود * عرصهء ميدانش ازل تا ابد
از عرق افشان بناگوش وى * چشمهء خورشيد يكى قطرهخوى
گيسو و رو نور دخانش بهم * ابروى او با مژه نون و القلم
ار لب او نيم نمى سلسبيل * بر شكر او مگسى جبرئيل( 3 ) - مك : از رشحه باران نيسان .
( 4 ) - مك : سر برآورد .
( 5 ) - مج : و له ايضا . مك . س : و له نور مرقده .
( 6 ) - در نسخه مك پس از كلمه ( جايزه ) جاى يك كلمه سفيد و نانويس است و در نسخه مج : ( بىجايزه امر نافذ ) .